با طرح حق راى زنان از سوى شاه، آخوندها در کتابى با عنوان "زن و انتخابات" با مقدمه اى از ناصر مکارم شيرازى به "بررسى علمى" تفاوتهاى زن و مرد پرداختند از قبيل "تفاوت در قامت و قد، وزن، استخوان، ماهيچه ها، حواس پنجگانه (بويايى، شنوايى، بينايى، لامسه، و ذائقه)، دستگاه تنفس، قلب، مغز، جمجمه، شش، پوست و چشم، سر و پيشانى، دستگاه گوارش، نبض، خون و ..." و به اين نتيجه مى رسند که حق انتخاب کردن و انتخاب شدن مخالف اسلام است. همچنين بر عدم حق قضاوت، قانون گذارى و حکومت زنان تاکيد کرده و همنشينى با زنان را که از ملزومات انتخابات و شرکت آنها در فعاليتهاى سياسى است، تحريم کردند. در اين کتاب، شرکت زنان در انتخابات را عامل و مسبب شيوع شديد انحرافات جنسى، بيماريهاى روانى، افزايش اعتياد به مواد مخدر و الکل، خودکشى، محروميت کودکان از محبت و تربيت مادر، بر هم خوردن نظم اجتماعى، فرزندان نامشروع، بيعلاقگى جوانان به ازدواج، افزايش جرائم و جنايات و افزايش طلاق معرفى کردند.٧٥
آخوندها و اسلامى ها تظاهراتى عليه حق راى زنان بر پا کردند. بدنبال آن علم نخست وزير قانون انتخابات را لغو کرد. جمعيت زنان حقوقدان در بيانيه اى بمناسبت روز جهانى حقوق بشر به عقب نشينى دولت اعتراض کرد.٧٦ در ١٧ دى ١٣٤١ اعضاى شورايعالى جمعيت زنان، جشن سالگرد کشف حجاب را تحريم کردند و بعنوان اعتراض به لغو قانون انتخابات در کاخ نخست وزيرى تحصن کرده و بيانيه اى اعتراضى خطاب به نخست وزير نوشتند.٧٧
در ١٩ دى ١٣٤١ شاه برنامه اصلاحات شش ماده اى خود شامل حق راى زنان را آغاز کرد. اين برنامه با نام انقلاب سفيد به رفراندوم گذاشته شد. در ٢ بهمن آخوندها و مرتجعين اسلامى تظاهراتى بر پا کرده و رفراندوم را ضد مشروطيت و شريعت خواندند. در ٣ بهمن اعتصابى يک روزه از جانب معلمان و مديران زن مدارس برگزار شد و در طول روز تراکت و اعلاميه پخش کرده و از زنان خواستند از حق راى براى زنان حمايت کرده و اجازه ندهند آنها را طبق قانون فعلى در حد جنايتکاران و بيگانگان و محجورين محسوب کنند. روز ٤ بهمن روزنامه اطلاعات نوشت: "ديروز منشى ها، پرستاران، مهمانداران هواپيما، ماشين نويسها، معلمين، پزشکان، کارمندان تلگراف و ساير دواير دولتى اقدام به برگزارى اعتصاب کردند تا ارزش زنان در جامعه مدرن را نشان دهند. اعتصاب آنها در اکثر ادارات بجز بيمارستانها و وزارت پست (امورى که منجر به اختلال در خدمات ضرورى مى شد) برگزار گرديد. در مدارس هم معلمين زن سر کلاسهاى درس حاضر شده اما بجاى تدريس، در مورد حقوق زنان صحبت کردند"٧٨
بالاخره رفراندوم در ٦ بهمن ١٣٤١ برگزار شد و به زنان حق راى داده شد. شاه طى يک سخنرانى در جمع اعضاى جمعيتهاى زنان گفت: "انقلاب ما بدون رهايى کامل زنان ممکن نبود و حالا با اين انقلاب، ما از عقب ماندگى وحشتناک جهش بلندى به سوى جوامع متمدن قرن بيستم برداشتيم. با اعطاى حق راى به زنان آخرين لکه ننگ را از جامعه خود زدوديم و آخرين زنجير را پاره کرديم"٧٩
در فروردين ١٣٤٢ جمعيت زنان حقوقدان خواهان اين شد که در اصلاحات ارضى شاه، حقوق يکسان براى زنان در نظر گرفته شود. وزير کشاورزى در ٥ فروردين اعلام کرد که زنان داراى حق مالکيت يکسان با مردان هستند. وزير دادگسترى هم در مصاحبه اى گفت: "از آنجا که زنان به حقوق سياسى دست يافته اند، مى توانم بگويم مانعى براى آنها در پست قضاوت در کشور وجود ندارد"٨٠ اما زنان تا سال ١٣٤٥ به حرفه قضاوت دست نيافتند.
با اعلام برنامه شش ماده اى شاه در ١٥ خرداد ١٣٤٢ دوباره آخوندها و ساير مرتجعين در مخالفت با اصلاحات ارضى و حق راى زنان به خيابانها ريختند. خمينى به شاه بخاطر "تضعيف اسلام، تسليم شدن به اجانب، گسترش فساد و نقض قانون مشروطه" حمله کرد. اين شورش ارتجاعى سه روز به طول انجاميد و سرانجام با سرکوب شديد ارتش، دولت دوباره کنترل امور را در دست گرفت. پس از اين واقعه رهبران جبهه ملى دستگير شدند، خمينى به ترکيه تبعيد شد و از آنجا به عراق رفت. زنان براى اولين بار در سال ١٣٤٢ در مجلس بيست و يکم در انتخابات شرکت کردند، شش زن به نمايندگى مجلس شورا انتخاب شدند و شاه نيز دو زن را به عضويت مجلس سنا منصوب کرد.


