تبليغاتX
ایران جاودان بمان

ایران جاودان بمان

روزها گر رفت گو رو باک نیست .........تو بمان ای آنکه چون تو پاک نیست

بيانيه‌ي ائتلاف ديده‌بان خليج فارس در دفاع از حقوق ايران در درياي مازندران

ائتلاف ديده بان خليج فارس ،در دفاع از حقوق ايران در درياي مازندران بيانيه اي منتشر كرد.

اين  نهاد غيردولتي بر مالكيت ايران بر50 درصداز آبهاي درياي مازنداران تاكيد كرد و هر گونه تخلف و توجيه و قبول طرح و نظريه‌اي از سوي كشورمان  كه بر حق و مالكيت ايران بر درياي مازندران، خدشه وارد آورد را  تجاوزي آشكار بر حقوق ملت ايران، سر سپردن به متجاوز بر حقوق آبي و ارضي اين ملت و در حكم تجزيه‌ي ايران، برشمرد.

 ائتلاف ديده بان خليج فارس در بيانيه خود از رييس جمهوري ايران خواست از حقوق و مالكيت ايران بر درياي مازندران نيز همچون حق ايران در دستيابي به انرژي صلح آميز هسته اي، در كرسي هاي بين المللي، دفاع كند .

در اين بيانيه آمده است: حقوق تاريخي و اساسي كشور ايران در درياي مازندران(خزر)،داراي مباني هزارانساله در تاريخ و شكل‌گيري جامعه‌ي ايراني است كه بايد به‌هنگام خود به‌مانند تمامي حقوق تاريخي ملت ايران، مورد مطالبه و بازگشت قرار گيرد.

اين بيانيه مي افزايد: هچنين بر پايه‌ي نص صريح معاهدات منعقده ميان دولت ايران و اتحاد جماهير شوروي سابق (قرارداد هشتم اسفندماه 1299 هجري شمسي برابر با 26 فوريه‌ي 1921 و قرارداد 1940)، دو دولت، به‌طور «متساوي» و با «حقوق مشاعي مشترك» از آب‌هاي درياي مازندران (جز ده مايل ساحلي سهم اختصاصي هر يك از طرفين)، ‌بهره‌مند بوده‌اند.

ائتلاف ديده‌بان خليج فارس بر اين باور است ، با توجه به اصل «جايگزيني دولت‌ يا دولت‌ها» به جاي دولت قبلي،دولت‌هاي چهارگانه‌ در كناره‌ي درياي مازندران، بايد رژيم جديد حقوقي را در ميان خود تعيين كنند كه آن عبارت است از تقسيم سهم پنجاه درصدي اتحاد جماهير شوروي سابق.

 اين نهاد غير دولتي در بيانيه خود تاكيد كرد: حزب‌هاي مختلف به عنوان نمايندگان ملت ايران – برغم اختلاف‌هادر خط‌مشي‌ها يا ديدگاه‌ها – در هنگام دفاع از منافع ملي در كنار و همراه دولت هستند.

ائتلاف ديده‌بان خليج فارس هم‌چنین تأكيد دارد كه درياي شمال ايران از ديرزمان به نام‌هايي ايراني – به‌ويژه مازندران - معروف بوده و بايد اين نام ها، در مورد آن به كار برده شود. 

اين ائتلاف،  خزر را  كه هم اكنون به پشتوانه‌ي بخش‌نامه‌هاي دولتي بر اين دريا گذاشته شده، نام قومي غير ايراني، ستيزه‌جو و مهاجم مي داند كه در بخش شمالي اين دريا ساكن شده‌ بودند و هر از گاهي به شهرهاي ايران هجوم مي‌آوردند.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 20:56  توسط ساناز  | 

محوطه باستاني "ميلاجرد"استان اصفهان كه به علت غارت‌هاي بي‌شمار به جيرفت 2 شهرت دارد، حضور باستان‌شناسان را انتظار مي‌كشد. 

خبرگزاري ميراث فرهنگي _ گروه ميراث فرهنگي _ كاوش‌هاي نجات بخشي محوطه 3هزار ساله ميلاجرد در استان اصفهان كه غارت سال‌هاي گذشته آن را به جيرفت 2 مشهور كرده، به علت مسائل مالي و اعتباري بلاتكليف مانده و باستان‌شناسان معتقدند در صورتي كه اين كاوش‌ها انجام نشود،‌ شايد ديگري آثاري براي مطالعه دراين محوطه باقي نماند.
 
"مهرداد ملكزاده"، سرپرست كاوش در محوطه ميلاجرد اصفهان دراين‌باره به ميراث خبر گفت: «محوطه باستاني ميلاجرد از آن‌ جهت كه امتداد فرهنگ سفال خاكستري را در نواحي جنوبي ايران به ما نشان مي‌دهد بسيار اهمت دارد. از سوي ديگر اين محوطه باستاني كه تا امروز به شدت غارت شده است، به نوعي ادامه همان فرهنگ سفال خاكستري سيلك (كه به سيلك 5 مشهور است) است.»
محوطه باستاني ميلاجرد جنوبي‌ترين محوطه‌ عصر آهن است كه به دوره دوم عصر آهن (حدود سال‌هاي 1250 تا 880 پيش از ميلاد مسيح) مربوط مي‌شود و باستان‌شناسان از آن به عنوان پازل فرهنگي اين دوران ياد مي‌كنند.
 
محوطه باستاني ميلاجرد حدود 100 در 100 متر وسعت دارد اما شواهد باستان‌شناسي حاكي از آن است كه وسعت اين محوطه بيش‌از اين ارقام است.
 
ميلاجر محوطه‌اي گورستاني است و حدود 5 سال قبل هنگام عبور لوله‌هاي گاز كشف شد و زماني كه مردم از وجود آن مطلع شدند،‌ غارت اين محوطه نيز آغاز شد.
 
اشياء داخل قبور اين محوطه، نمونه‌هاي خوبي از عصر آهن دو ايران محسوب مي‌شوند و با نمونه‌هاي يافت شده در محوطه باستاني سيلك و گورستان الف آن برابري مي‌كند.
 
در حالي كه اواخر سال گذشته و اوايل سال جاري زمزمه‌هايي در مورد كاوش‌هاي نجات بخشي اين محوطه باستاني به گوش مي‌رسيد، اما همچنان پاي باستان‌شناسان به اين محوطه باستاني باز نشده است.

+ نوشته شده در  شنبه ششم مرداد 1386ساعت 22:24  توسط ساناز  | 

خبر مسرت‌بخش و بسيار اميدوارکننده اين‌که اعلام شد فيلم «تايتانيک» براي پخش از شبکه سوم سيما در حال دوبله است. احتمالا مديران شايسته و فرهنگي تامين فيلم و برنامه اين سازمان اخيرا متوجه شده‌اند که يک فيلم پرفروشي به نام «تايتانيک» به بازار آمده و در راستاي سرگرم‌سازي هرچه بيشتر امت هميشه در پاي تلويزيون و ماهواره، في‌الفور دستور خريد و دوبله و پخش آن را صادر کرده‌اند. ضمن تقدير از ميزان سرعت عمل و آنلايني اين عزيزان، به اطلاع عده‌اي از اشکال‌تراشان حرفه‌اي که دائما غر مي‌زنند که اين فيلم از جهات مختلف قابل پخش در سيماي جمهوري اسلامي ايران نيست، مي‌رسانيم که خيلي هم هست! منتها يک سري اسلاميزاسيون و بومي‌سازي لازم دارد که با بريدن چند صحنه غيرضروري و تغييرات مختصر در ترجمه به راحتي حاصل مي‌شود. مثلا:

داستان فيلم قبل از دوبلاژ و بومي‌سازي:
«بروک سوت»، يک جوينده گنج آمريكايي است که به دنبال يک الماس مشهور در بقاياي کشتي غرق‌شده تايتانيک است. او يک صندوق سالم در کشتي پيدا مي‌کند که در آن تصويري عريان از يک زن جوان قرار دارد که الماسي بر گردن دارد. پس از نشان دادن نقاشي در يک برنامه تلويزيوني، يک زن پير به اسم «وز داوسن» ادعا مي‌کند که همان زن نقاشي است. او به محل غرق کشتي برده مي‌شود تا به جستجوگران کمک کند تا جاي الماس را پيدا کنند، اما به جاي اين کار، او همه حقايق مربوط به داستان غرق شدن کشتي تايتانيک را براي همه تعريف مي‌کند. او دختري ۱۷ ساله و ثروتمند بوده که تصميم داشته با کشتي به آمريكا برود و در آنجا با «کال‌هاکلي» ازدواج کند. مادرش او را مجبور ساخته تا به اين ازدواج تن در دهد. بنابراين پس از اين‌که آنها سوار کشتي مي‌شوند و کشتي حرکت مي‌کند، او يک شب تصميم مي‌گيرد تا از بالاي کشتي خودش را در آب بيندازد. اما او توسط مسافر فقير و جواني به اسم «جک داوسون» که کارش نقاشي است، نجات پيدا مي‌کند. آنها به تدريج بيشتر با هم آشنا مي‌شوند و اين آشنايي منجر به عشقي عميق بين آن دو مي‌شود.‌هالکي و مادر رز مي‌کوشند تا آنها را از هم جدا نگه دارند، اما موفق نمي‌شوند و رز با جک به قسمت زيرين تايتانيک رفته و به رقص و باده گساري مي‌پردازد. در يک تعقيب و گريز هيجاني، آنها به درون يک اتومبيل بخارگرفته سوار بر کشتي پناه مي‌برند (پناه بر خدا!) در اين بين کشتي به يک کوه يخ شناور برخورد کرده و شروع به غرق شدن مي‌نمايد و در حالي که همه خدمه و مسافرين کشتي در تلاشند تا راه نجاتي براي خود بيابند، جک براي نجات جان رز خود را فدا مي‌کند.

داستان فيلم پس از دوبلاژ و بومي شدن:
بروک سوتو يک جوينده اسلحه ونزوئلايي است که براي برملا کردن جنايت‌هاي کاخ سفيد با تجهيزاتي که از کوبا تهيه کرده است، در اعماق آبها به دنبال بقاياي سلاح‌هاي کشتار جمعي پنتاگون است. او به طور اتفاقي، به بقاياي يک کشتي خيلي گنده بر مي‌خورد که يک صندوق سالم درون آن قرار دارد. بروکو صندوق را بيرون مي‌آورد و در آن ـ کات به قسمت‌هايي از فيلم دوئل ـ مقداري اسناد جنگي مهم مي‌يابد که در آنها نشان داده شده سازمان جاسوسي آمريكا باعث غرق شدن تايتانيک بوده. بروک سوت با استفاده از شبکه جهاني «العالم» از مردم عالم مي‌خواهد هرکس اطلاعاتي دراين باره دارد، به او کمک کند. يک پيرزن نيکاراگوئه‌اي به اسم «رزا آدمونو» ادعا مي‌کند مي‌تواند به بروکو سوتو کمک کند و در حالي که «سيا» در پي قتل وي است، فراري داده شده و به کشتي مزبور منتقل مي‌شود. او در آنجا داستان زندگي خودش را بازگو مي‌کند. رزا يک دختر فقير و بدبخت بوده که توسط قاچاقچيان انسان آمريكايي در 17 سالگي از ماناگوآ دزديده مي‌شود و بعد از گريم به صورت يک دختر ثروتمند سوار بر تاتانيک مي‌شود تا به آمريكا فرستاده شود. رزا که از آمريكا متنفر است تصميم مي‌گيرد خودکشي کند اما در آخرين لحظات توسط پسري ـ کات به تصاويري از سريال خانم مارپل ـ نجات داده مي‌شود. اسم پسر ياکوب است. او ماموريت دارد تا براي خنثي سازي پروژه انقلاب‌هاي نارنجي و صورتي و يشمي و پشمي آمريكا که قرار است هشتاد سال بعد شروع شود، به آمريكا برود. رزا، مفتون تعهد ياکوب مي‌شود و با او به طبقات پايين که ستمديدگان و رنجبران و مستضعفين قرار دارند، مي‌رود و در جلسات دعا و نيايش آنها ـ کات به صحنه‌هايي از آهنگ برنادت ـ شرکت مي‌کند.

سرانجام، در حالي که آنها درون يک اتوموبيل، با حفظ فاصله شرعي به نابودي استکبار جهاني فکر مي‌کنند و از فرط خشم، دود و بخار از کله‌شان بلند مي‌شود (و روي شيشه هم طبيعتا تاثير مي‌گذارد!) با دسيسه عوامل «سيا» که ياکوب را شناسايي کرده بودند، يک کوه يخ در مسير تايتانيک قرار مي‌گيرد و با آن برخورد مي‌کند. ياکوب در صحنه تاثيرگذاري فرياد مي‌زند: «نالوطيا... نامسلمونا... با من مشکل دارين، چرا زن و بچه مردم رو غرق مي‌کونين؟» و افسر ارشد سيا که در هيات سرپرست گروه نوازندگان ظاهر شده مي‌گويد: «ها‌ها‌ها... ما اينطوري هستيم... تازه کجاشو ديدي؟... حتي واسه بدنومي القاعده، بوئينگ به برج‌هاي دوقلو هم مي‌زنيم!» و در جواب رزا که مي‌پرسد: «بوئينگ ديگه چيه؟» مي‌گويد: «هموني که با هماهنگي صهيونيست‌ها به برج‌هاي دوقلومون مي‌زنيم» و با پاسخ ياکوب که ابراز مي‌دارد: «عفت کلوم داشته باش، آمريكايي بي چاک و دهن» درگيري شروع مي‌شود. اما کشتي غرق مي‌شود و در صحنه پاياني، ياکوب در حالي که به رزا مي‌گويد که اسناد اين جنايت در صندوق گذاشته شده، به خاطر سمي که عوامل «سيا» به گردن او تزريق کرده‌اند ـ با يک موسيقي جانگداز هندي ـ به اعماق دريا فرو مي‌رود. رزا هم پس از اندکي توسط نيروهاي امنيتي آمريكايي دستگير و به گوانتانامو منتقل مي‌شود.

منبع : سایت بازتاب

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 0:53  توسط ساناز  |