تبليغاتX
ایران جاودان بمان

ایران جاودان بمان

روزها گر رفت گو رو باک نیست .........تو بمان ای آنکه چون تو پاک نیست

شنبه ۱ اردیبهشت ساعت ۱۰ صبح به تجمع ما در برابر ساختمان میراث فرهنگی در اعتراض به آبگیری سیوند بپیوندید

امسال بیشترین بودجه باز هم به سد سازی اختصاص داده شده است ، سدهای ویرانگر تلوار، شیان ، آزاد ، ملاصدرا ، سلمان فارسی ، کارون ۲ و۴ ، جره و ... در راهند و اگر جلوی آنها نایسنیم کل تاریخ تمدنمان را نابود خواهند کرد .

ایرانیان بیدار شوید طالبان در میهنمان لانه کرده است و ریشه هایمان را می جود .........

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت 21:33  توسط ساناز  | 

در رياضيات جديد نظريه به نام تاثير پروانه اي (Butterfly effect) وجود دارد که مي گويد بال زدن پروانه اي در ژاپن در طي زمان مي تواند منجر به ايجاد طوفاني در برزيل شود چرا که انرژي جهان آن را تشديد مي کند .

زنان و مردان ايراني – ترک ها ، آذري ها , کردها , بلوچ ها , خوزي ها , مازندراني ها و گيلاني ها , خراساني ها و جنوبي ها و پارس ها .... ارمني ها , آشوري ها , يهودي ها , بهاييان , زرتشتيان , اهل حق , دراويش و سنيان و شيعيان ...... اي پروانه هاي ايران زمين درکنار هم و محکم تر بال بزنيد که زمانش رسيده است ...... فقط يک بار ديگر در کنار هم بال بزنيد و آزادي را براي هميشه مهمان اين سرزمين کنيد که هيچ کار شما بي نتيجه نخواهد ماند ..............

-         امروز در واکنش به اعتراضات زنان براي درخواست حق خود و برائت زنان از تفاسير تحقير آميز قرآن در مورد زن , حجت الاسلام مهريزي در شبکه 4 ساعت 2:30 ملتمسانه تفاسير جديدي دال بر اينکه آن آيات بنا بر زمان و فرهنگ عرب نازل شده بوده و امروز لازم الاجرا نيست در جمع دانشجويان ارائه داد ( برنامه ادامه دار است ) !!!

-         تشکل هاي غير دولتي با تحصن در برابر مجلس خواستار استعفاي رييس ميراث فرهنگي و معاون رياست جمهوري شدند و حراست هيچ عکس العملي نشان نداد

http://www.chn.ir/news/?section=2&id=38165

 

پروانه هاي ايران درکنار هم و محکم تر بال بزنيد که صبح نزديک است

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386ساعت 16:24  توسط ساناز  | 

باساخت مصلا و بسته شدن در ارگ، بزرگترين بناي خشتي تبريز براي هميشه از ديد گردشگران نهان شد

سازمان ننگین میراث فرهنگی  باز هم سکوت کرد تا یکی از برجسته ترین آثار تاریخ این سرزمین قانونا ! نابود شود .

اینجاست که به روشنی درمی یابید دست پان تورک های آلت دست عثمانی با سرکوبگران و آدم فروشان در یک کاسه است و انها که سنگ به سینه می زنند ترکی بی نوشتار آذری باید به الفبای لاتین نوشته شود تا برای همیشه برده ترکیه به حساب رود کلمه ای برای دفاع از آثار فرهنگی تبریز به زبان ننگینشان نمی آورند . این که سیوند و پاسارگاد و تمدن باستانی نبود که لال ماندید .

ارگ علی شاه که در زلزله بزرگي‌ كه تبريز را با خاك يكسان كرد  فرو نريخت و به عنوان نماد مقاومت مردم تبريز استوار ماند در سال 1320 به صورت گردشگاه عمومي درآمد و نام باغ ملي به خود گرفت و در حال حاضر صحن اين مسجد تاريخي، مصلي و محل برگزاري نماز جمعه تبريز شده و محدوديت‌هاي ويژه‌اي براي بازديد از آن وجود دارد.

 

 



مصلاي شهر تبريز هم اكنون روي بقاياي معماري در حال ساخت است و اگر همين روند ادامه پيدا كند، امكان آسيب ديدن جدي ساختمان يا باقيمانده ارگ تبريز نيز وجود دارد.به اعتقاد كارشناسان ميراث فرهنگي احداث مصلاي تبريز در حريم ارگ عليشاه، منظر و نماي اين اثر تاريخي را به شدت خدشه دار كرده است. همچنين ارزيابي و بررسي هاي باستان شناسي حاكي از آن است كه بخش زيرين محوطه در حال ساخت مصلا، بر روي بخشي از ساختمان قديمي مسجد عليشاه انجام شده كه به همين دليل بخشي از آن كاملا تخريب شده است.
علي اكبر اعلمي نماينده مردم تبريز و از معترضان ساخت مصلا در حريم ارگ عليشاه تبريز درباره ساخت مصلا گفت:" با وجود اين كه مكان هاي مناسبي براي ساخت مصلا در شهر تبريز وجود دارد اما متوليان ساخت مصلا به بهانه وقفي بودن زمين هاي اطراف ارگ عليشاه و با توجه به اين كه در گذشته بناي ارگ عليشاه مسجد بوده است، اين مكان را مناسب ترين نقطه براي ساخت مصلا تشخيص داده اند."

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386ساعت 1:26  توسط ساناز  | 

 

استوره ي سيزدهم ماه فروردين،سيزده به در

از: دکتر تورج پارسي

 

 

 

 

اين قلم بنا بر پژوهش هاى خود استوره ى سيزده را در رابطه باايزد تيشترفرشته باران و اناهيتا " او كه تخمه ى همه ى مردان راپاك كند و زهدان همه ي زنان را براي زايش  / از آلايش بپالايد "  ۱مي داند

نيك آگاهيم كه "فلات ايران در درازاي تاريخ با شرايط ويژه خود هميشه با مشكلي به نام كم آبي روبرو بوده ، به طوريكه   كم باراني  را از گاه ورود آريايي ها به فلات قابل تصور ساخته و زمينه شناخت مارا نسبت به آنچه در  يشت ها  به نام نبرد فرشته باران و ديو خشكسالي آمده است آسان مي سازد " ۲

پس آيين سيزده در برگيرنده ى باران خواهى و همسر يابى است كه هر دو بر اصل زايش طبيعت و انسان مي چرخد . برآيند چنين اصولى است كه نحوست عدد ۱۳را غبارى از ره دور رسيده  مي داند و بس.

آيا براى انسان آريايى كه خاستگاهى سردسيرى داشته كدام عنصر طبيعى غير از خورشيد و سمبل زميني اش  اتش مى توانسته نقشي تعيين كننده داشته باشد ؟ آنگاه هم كه   به سرزمين تازه كوچيد  ، آب را همچون آتش تعيين كننده ديد !

اصولا استوره ها پديده ى نيازهاى مادى و روانى / معنوى جامعه ى آرام در حال حركت آدمى در دور دست تاريخ هستند  . معمول چنين بوده است كه عناصر طبيعى و غير طبيعى را ميدان دار عرصه ى زندگى مى انگاشتند  به همين دليل مى توان به چنين تعبيرى  رسيد كه استوره ها لوحه هاىى راز انگيزى هستند كه از پرسش هاى پاسخ يافته و نيافته آدمى شكل گرفته اند ، شايد از اين رو بتوان نتيجه گرفت كه رخت افسانه بر قامت استوره ها ناخواناست .

پديد آمدن استوره هاى مادر/خدايان رابطه ى تنگاتنگى دارد با نقش اجتماعى / اقتصادى زنان به اين عبارت كه در راستاى تاريخ پرفراز و نشيب  بشر ، خويشكارى ودست آوردهاى زنان هميشه تعيين كننده بوده است به همين سبب سمبل آسمانى او رخت ايزدى مى پوشد و در صف خدايآن مى نشيند .

خويشكارى" زن گذشته از آنكه نگهبان آتش بود و شآيد اختراع كننده ى و سازنده ى آوندهاى سفالين بود مى بايست چوب دستى به دست گرفته و در كوه ها به جستجوى ريشه هاى خوردنى گياهان يا جمع آورى ميوه هاى وحشي بپردازد . شناسايى گياهان و فصل روييدن آنها و دانه هايى كه مى آوردند مولود مشاهدات طولانى و مداوم بود و او را به آزمايش كشت و ورز راهنمايى مى كرد. زن با كشاورزى ابتدايى خود در دوره ديرينه سنگى كه غار نشين بود ابداعات بسيارى نمود كه سبب عدم تعادل ميان نقش زن و مرد گرديد . در چنين جوامعى زن كارگزار قبيله بود و به مقام روحانيت مي رسيد در عين حال زنجير پيوند خانواده بود" ۳

دراستوره هاى يونانى Hestia" هستيا يا در لاتين vestia ايزد بانوى خانواده و نگاهبان و خداى آتش است . ماه و خورشيد نشانواره ى اين ايزد بانو بودندو " سه مرحله ى  ماه نو ، ماه پر يا بدر و هلال اخر نماد سه دوره ى زندگى مادر/ خدا بشمار مى آمدند ( دوشيزگى ، ميانه سالى،  سالخوردگى ) . از سوى ديگر گردش ساليانه خورشيد نيز بيان توانايى جسمى او را دارد : بهار نشانواره ي دوشيزگى ، تابستان دوران باردارى و پاييز و زمستان دوران سالخوردگى و نازايى است "

در زير واژه هستيا در

the woman Encyclopedia of myths and secrets

آمده است :

she represented the home  'place , " The center of the world" when the matriarche ruled, '' The hearth was in midst of dwelling ; that heart was to each member of the household , as it were, an umblicum orbis , or navel of the earth ..... hearth being only another form of earth ..۴

در استوره ي ايراني عمر جهان هستي دوازده هزار سال است :

در استوره ي ايراني عمر جهان هستي دوازده هزار سال است  اين دوازده هزار سال تمثيلي را زمان كرانه مند نامند كه خود بخشى از زمان بي كرانه است :

۱_ سه هزار سال نخستين جهان مينوى يا فروهري است

۲_ سه هزار سال دوم جهان مادي هستي مى يابد

۳_ سه هزار سال سوم دوران تضاد يا نبرد ميان نيكى و بدي است . در اين هزاره گه خير و گاه شر ميدان مي يابد و جهان را به كام خود مي كشد ، به همين دليل انرا زمان گميزش يا آميختگي مى نامند .

۴_سه هزار سال چهارم كه فرجامين هزاره است زمستان سياه اهريمنى شكست مي خورد و جهان مادي نىز به پايان مي رسد و نيروى خير پس از نه هزار سال ماموريت در جهت گسترش خير عمومي به پايگاه مينوى خويش بر مي گردد .حال اگر اين دوازده هزار سال را همانند دوازده روز نوروزي ببينيم روز سيزدهم نشانواره ي آغاز هزاره سيزدهم يعني آغاز زندگي پر آرامش كيهاني است .

اما چرا در روز سيزده فرودين مردمان به دامن طبيعت پناه مي برند و اين روز به نام سيزده به در نامور گشته است نوشته اي در دست نيست شايد بتوان اين را يك سنت سينه به سينه دانست كه مردمان آنرا زنده نگاه داشته اند .

آنچه كه بيشتر مي توان بر آن تكيه كرد اين است كه روز سيزدهم هر ماه روز تير يا تيشتر فرشته ي باران است كه استوره ي نبرد تيشتر _ نشانواره ي تر سالى و اپوش _ نشانواره ي خشكسالي _ از آن بر خاسته است  . در اين روز از ماه فرودين يعنى روز سيزدهم مردمان به صحرا مي رفتند و در كنار جويباران و رودخانه ها به ستايش ايزد باران مي ايستادند تا ترسالي را ارمغان آورد :

تشتر ستاره ي رايومند فره مند را مي ستاييم كه تخمه ي آب در اوست ، ان تواناي بزرگ نيرومند تيزبين بلند پايه ي زبر دست را ، آن بزرگواري را كه از او نيكنامى آيد و نژادش از اپام نپات است _ تير يشت كرده دوم -

همانطور كه امد در چنين روزي به دشت دمن رفته از ايزد باران مراد مي طلبيدند تا ببارد و بر بركت بيفزايد چه اگر تشتر در برابر اپوش شكست بخورد دشت و دمن به خشكي و خزان برسد و آب از چشمه ها دريغ بشود ، گرد غم و اندوه بر بر چهره ى آدمي و گياه و چرنده و پرنده بنشيند . در اينجاست كه رابطه ي آب و زندگي به ويژه زندگي انسان ايراني را مي توان به روشني لمس كرد ، اين رابطه تا آنجا  گسترده مى شودكه باور آدمي با طبيعت پيوندتنگاتري مى خورد . لب تشنگي دشت و دمن ، آدمى ، پرنده و چرنده و تنگ چشمي آسمان  آنچنان انسان را در بن بست قرار مي دهد كه در سنگ نبشته اي داريوش بزرگ فرياد بر مي آورد :

خدايا كشور را از سه چيز رهايى ببخش :دروغ ، خشكسالي و دشمن

از جايى كه نوروز جشن زايش آدمي است  درسيزدهم فروردين  هم  دختران سبزه گره مي زنندتا آآرزوى همسرى خوب بكنند ، خانه و كاشانه اى فراهم آورند  تا صداي بچه در آن بپيچد .

(گزارش مرتضا هنري در آيىن هاي نوروزي رويه ى ۷۸و ۷۹ تاييد بر اين گفته است )

: دختران خراساني با شادى مى خوانند :

سيزده به در چارده به تو  سال ديگه خونه ي شو    ها كوت  كوتو  ها كوت كوتو

در خوي و بيابانك نيز دختران ازجوى آب مي پرند و مي خوانند :

سيزده به در چارده به تو   به مرغ قد قدو سال ديگه خونه ي شو ور  بچه بغل

"در برنامه سيزده به در همدانى ها ، رسمى ديگر نهفته است. مادربزرگ ها در اين روز اغلب ۲۰ تا ۳۰ كوفته آماده مى كنند كه داخل يكى از كوفته ها ، يك سكه طلايى رنگ قرار مى دهندو معتقدندكه قسمت هركسى كه شد به حتم سال خوبى را پيش رو خواهد داشت. ساعات پايانى اين روز هم با گوش دادن به شعرها و داستان هاى قديمى مادربزرگان و پدربزرگان و خواندن ديوان شعر حافظ سپرى مى شود. "

در جزيره كيش هر سال، پيرترين درخت لور  Lur كه به گفته برخي بوميها عمري ۳۰۰ساله داردميزبان مسافران و مردمي است كه ميخواهند  سيزده را در طبيعت به سر برند. درخت لور كيش هم مانند سرو ، انار ، نيلوفر،نخل ، كنارkonaar مقدس بشمار مي آيد به طورى كه به آن دخيل مي بندند هر سال سيزدهم فروردين مردم محلي در كنار اين درخت جمع ميشوند تا نحسي سيزده را به در كنند.

بهارشيراز از دخترانش دلربا ترست و شيرازى ها هم اصلا اهل توى خانه نشستن نيستند به همين دليل هميشه "مسند به گلستان مى برند " از روز دوازده فروردين شيرينی ها و آجيل ها باقی مانده و سرکه و کاهو سكنجبين. را يك جا كارسازى مى كنند كه صبح سيزده فروردين بزنند به صحرا .

در مازندران  در جشن سيزده به در هر كسي به نيتي سبزه گره ميزند كه بيشتر اين نيتها به گشايش بخت دختران مربوط ميشود. دختران به دور از چشم ديگران كنار آب و جوي سبزهها را گره ميزنند و ميخوانند: ”سيزده را به در ميكنيم چهارده را به سر ميكنيم سال ديگه شوهر ميكنيم بچه را بغل ميكنيم”

روز سیزدهم نوروز بنا بر سالنمای زرتشتیان روز تیر است که متعلق به ایزد تیر است که این ایزد همواره به صورت اسبی با دیو خشکی و خشکسالی در جنگ است و اگر پیروز شود آبها سرازیر و گیاهان می رویند از آنچه گذشت چنین بر می آید که ایرانیان پس از برگزاری مراسم نوروزی و دمیدن سبزه و گندم در نخستین روزهای سال نو روزی که متعلق به ستاره باران یعنی سیزدهم فروردین به دشت و صحرا و کنار چشمه ها می روند و شکست یافتن دیو خشکسالی و پیروزی ایزد تیر را جشن می گیرند و به پایکوبی و شادی می پردازند . در این روز در برخى از روستاهاى كشور مسابقات اسب دوانی مرسوم است که یادآور کشمکش بین ایزد باران و دیو خشکسالی است و پیروزی یک اسب در مسابقه همانند پیروزی اسب ایزد باران است.

دزفولي ها و خرم آبادى ها روز چهاردهم فروردين به صحرا مي روند به همين سبب نزد آنان چهارده به در رسم است

.در سيزده به در سبزه ي خوان نوروزي نيز به دست آب روان جويباران و رودخانه ها سپرده مي شود يا به شكل سمبليك به دستان اناهيتا ايزد آب و تشتر فرشته ى ترسالي داده مي شود تا موجب ترسالي گرددكه برآيند آن  بركت و باروري است   .آنچه بر شمرده شده همه با آيين شادي و پايكوبي و سپاس و نيايش همره است .

هر چند كه امروزه  ايرانى از خانه به طبيعت پناه مي برد تا نحوست اين روز را پشت سر بگذارد اما در اين رابطه نمي توان پيوند انسان و طبيعت را كم مايه شمرد .نكته اي كه در اينجاباز روى ان تاكيد دارد پيوستگي شادى و شادماني است كه حتادر چهره چنىن روزي كه آنرا بد اختر مي دانند آشكارست .

آياعدد سيزده بد يمن است ؟

درتاريخ زيست آدمي حوادثي رخ داده ، كه عمري انديشه بشر را به خودمشغول داشته است . اين گونه رويداده ها ، ترس و دلهره ايجاد كرده و انسان رابه تعبير ات  گوناگوني وادار كرده است .برخي ازاين رويدادهاي شوم وترس آور كه در سيزدهم ماه رخ داده گناهش   به گردن عدد بي گناه سيزده انداخته شده . البته اين به اين معنا نيست كه  چنين تعبيراتي صرفااز سوي مردمان عامي و عادي شده  باشد  بلكه دريك كليت همگان  درين دايره خرافي گرفتار بوده و هستند .

سرچشمه ي موهوم پرستي و اصولا تقدس يا نحوست عدد سيزده سرزمين كلده است يعني بخشي از عراق كنوني . مردم كلده مردماني بودند با دانش به طوريكه در ستاره شناسي و رياضيات و شيمي و پزشكي مراحلي را طي كرده بودند مثلا چهار عمل اصلي حساب و توان هاي دوم و سوم عدد ها را محاسبه مي كردند و جذر و كعب آنها را مي گرفتندو با تصاعدهاي هندسي و حساب آشنايي داشتند اما بااين وجود زندگي شان از خرافات و موهومات خالي نبود .خدايان و ارواح را مي پرستيدند و هفت ستاره ي خورشيد و ماه ، تير، ناهيد ، بهرام ، مشتري و كيوان را مقدس بشمار مي آوردند ، همين زمينه ها سبب  شد تا  تقدس اعداد زمينه بيابد وبه نسبت تعداد خدايان  عدد هاي  ۳ و ۷ و ۶ و۱۲و ۶۰ مقدس اعلام شوند يا عدد۲۰ متعلق به خداي بل و11 به مردوك ۳۰ به ماه وعددهاي كسري به ارواحي كه منزلتي پايين تر داشتند نسبت داده شوند .

اصولا  باد كه ميوزد خار و خاشاك را از سويي به سويي ديگر مي پراكند ، در اثر ارتباط ميان ملل ، خرافات نيز به دست باد افتاد و به همه جا پراكنده شد .  از جمله در دين يهود نيز پاي رمزهاي اعداد بازشد براي نمونه در صحيفه ي هفتم و هشتم دانيال نبي عدد رمز گونه ي آپوكالي يپ سيس يا ۶۶۶ چون شمشير دموكلس بر سر همگان جاي  گرفت ، اين عدد سه رقمي نيز» ويرانگر « دانسته شد .

يوناني ها نيز مانند كلداني ها ۳و۷ را مقدس مي دانند كه اينان نيز مستقيم برگرفته از كلداني هاست بطوريكه در انديشه فيثا غورث كه ۵۸۵ پيش از ميلاد مي زيست و معاصر كوروش بزرگ بود و سفرهاي زيادي هم به كلده و مصر و حتا ايران كرده به اوج خود مي رسد . فيثاغورثيان با مشاهده ي طبيعت حكم دادند كه »مي توان قانون هاي حاكم بر طبيعت را به كمك عدد بيان كرد خواه اين قانون مربوط به نظم كيهاني باشد خواه مربوط شود به هارموني موسيقي « . اينان نه تنها خواستند جهان مادي راباعد د بيان كنند بلكه دنياي درون و معنوي را نيز شامل چنين امري دانستند .فيثاغورثيان به عدد به چشم يك مفهوم بسيار اسرار آميز  مي نگريستند مثلا عدد هاي زوج را نشانه ي مرد  مثل ۲و ۴ و عددهاي فرد را نشانه زن مي دانستند مثل ۳و ۵  به همين دليل عدد ۲ مرد را باعدد ۳ 3 زن نشانه ازدواج مي پنداشتند . عدد را حقيقت اشيا ،  و واحد يا يگانه را حقيقت عدد  دانسته و تضاد واحد يا يك را با كثرت منشا اختلافات بشمار آوردند

مردم تركمن نيز  برخي از اعداد را مانند سه ، هفت ، نه و چهل مهم مي شمارند.  عدد زوج نيزازروزگاران قديم نشانه ي سعد و مهر و محبت بوده است. زن تركمن به هنگام شركت در مراسم عروسي در داخل بقچه اي كه به همراه خود به خانه ي داماد و يا عروس مي برد، نان شيريني را با شمارگان زوج مي برد (۲ يا ۴ يا ) اما وقتي قرار است به مراسم ختم كسي برود، اعداد فرد را انتخاب مي نمايد. .

اين زمينه ي بسيار مساعد خرافي آنچنان طي مي شود كه زمينه كار فال گيران رمالان و پيشگويان رافراهم مي آورد ، رخت نحوست تن اعداد مي كند كه نحوست عد ۱۳ از آن جمله است . عدد از بهشت انسان رانده ي ۱۳ هم مثل همه ي عدد هاست نه شاخي دارد و نه دمي اما از كجا اين داغ بر پيشانيش نشست بايد نزد روميان جا پايش را ديد در روم  ميانه ماه  را ايدوس  مي گفتند ، اگر ايدوس به سيزده مي خورد آنرا نحس مي دانستند اما به مرور زمان ، عد د سيزده در همه حال  نحس بشمار آمد و بد نامي يا نحوست ۱۳ عالم گير شد . امروزه در فرانسه ي متمدن اگر خانواده اي  تعداد مهمانش به سيزده نفر برسد ، ميزبان بايد يا تعداد را به دوازده نفر تقليل دهد ، يا اينكه نفرات رابه چهارده برساند ، حتا اگر شده از كوچه رهگذري را به خانه دعوت كند .در ايران خودمان شماره كاشي خانه هايي كه به جاي عدسيزده ، 12+1 نوشته شده كم نيست .در امريكا نيز چنين كنند يا اينكه مي نويسند 12 مكرر 12Bis . يا در همين كشور سوئد جمعه اگر به سيزدهم بيفتد بد يمن است و بايد منتظر رويدادهاي ناخوشايند شد !

در حاليكه روز سيزدهم هر ماه  در سال شمار زرتشتي به نام تير يا تيشترايزد باران  است كه به همين مناسبت جشن تيرگان در روز سيزدهم تير ماه  برگزار مي شود .در كشورچين عدد سيزده خوش يمن است و خانه هاي سيزده اتاقه مقدس شمرده مي مي شود . شاخه زيتوني كه در پشت دلارهاي آمريكا كشيده شده است ۱۳ برگ دارد !!!

اما رويدادهايي كه به نحوست سيزده دامن زدند :

۱ــ  در سيزدهم ما ه اول بهار، در مصر ، ستاره دنباله داري با زمين تصادف كرده و  خرابي فراواني به بار آورد .

۲ــ شام آخر مسيح پيامبر ، با دوازده نفر از حواريون صرف شد .مسيح بر سرسفره   شام گفت : » آنكه مرا تسليم مي كند درين شام همراه من است !«. همانطور كه  گفته بود ، يهودا كه يكي از حواريون بود به مسيح خيانت كرد و اورا تسليم نمود  باوجود ي كه مسيح از پيش  چنين آگاهي داده بود ، ولي  مردمان حتا درين قضيه هم   پاي عدد سيزده را به ميان مي كشند .

۳ ـ يهوديان در چنين روزي درهنگام خروج از مصر در صحراي سينا سرگردان شده و  تلفات زيادي تحمل كردند .

۴ــ در ايران ستاره دنباله داري به زمين خورد و آتش فشان  هاي خاموش رابه كار  انداخت و زمين لرزه خسارات زياد بار آورد .

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم فروردین 1386ساعت 14:17  توسط ساناز  | 

دمكراسي اشكانيان و تاسيس مهستان به پيشنهاد مهرداد يکم 

به نوشته مورخان رومي، يوناني و ارمني، مهرداد يکم ششمين شاه ايران از دودمان اشكاني اول مارس در سال 173 پيش از ميلاد دراجتماع بزرگان ايران اعلام كرد كه تصميم گرفته است كشور داراي يك قانون لاتغيير (اساسي) شود تا حقوق و تكاليف همه در آن روشن باشد.

     اين تصميم به تصويب حاضران رسيد و ايران داراي دو مجلس شد كه یکی در واقع مجلی نمایندگان و دیگری سناتورها بودند و مجموعه آن دو را «مهستان» مي گفتند (مه به كسر « ميم » به معناي بزرگ). انتخاب وليعهد از ميان شاهزادگان، اعلان جنگ و پيشنهاد صلح، بسيج نيرو، عزل شاه درصورت ديوانه شدن و بيماري ممتد و ... ، تغيير اشل مالياتها و صدور دستور ضرب سكه با تصوير تازه و تعيين شاهان اشکانی و انتصاب فرمانده كل ارتش براي يك دوره معين و يا مديريت جنگ از جمله اختيارات مهستان بود. مهستان كه مجلسي معادل سناي روم بود در موارد متعدد شخص شاه را به عنوان فرمانده ارتش تعيين كرده بود.

در شاهنامه فردوسی نیز به این امر اشاره شده است.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم فروردین 1386ساعت 18:9  توسط ساناز  | 

چنانچه همه آگاهند برای این نظام جنگ برکت است :

پیام نوروزی ولی فقیه را به یاد داشته باشید که تاکید کرد صدور قطعنامه علیه ایران بی قانونی است پس ما نیز بی قانونی خواهیم کرد !!!! و اینک این دو خبر از BBC :

1 - هشدار تونی بلر در مورد ملوانان بازداشتی در ایران

نخست وزیر بریتانیا در مورد ادامه بازداشت ملوانان و نفرات نیروی دریایی بریتانیا در ایران، به جمهوری اسلامی هشدار داده است.

روز سه شنبه، 27 مارس، تونی بلر، نخست وزیر بریتانیا، در مصاحبه با یک شبکه تلویزیونی این کشور گفت که امیدوار است تلاش های دیپلماتیک برای آزادی پانزده تن از نفرات نیروی دریایی بریتانیا که در بازداشت ایران هستند به نتیجه برسد در غیر اینصورت، وضعیت متفاوتی بروز خواهد کرد.

آقای بلر گفت "امیدوارم که آنان (دولت ایران) آگاه باشند که باید این افراد را آزاد کنند، اگرنه، این ماجرا وارد مرحله دیگری خواهد شد."

وی منظور خود را از "مرحله دیگر" توضیح نداد اما تاکید کرد که نظامیان بریتانیایی در حالی بازداشت شدند که بر اساس مصوبه شورای امنیت سازمان ملل، در "عملیات قانونی گشت زنی" در آب های عراق شرکت داشتند.سپاه پاسداران این ملوانان را دستگیر کرده و در جای نامعلومی در بازداشتگاه نگه داشته و اعلام کرده که محاکمه خواهند شد !

در حالیکه بسیجیان در این رابطه بیانیه هایی مبنی بر لزوم محاکمه این افراد و لغو قطعنامه علیه برنامه هسته ای و آزادی افراد بازداشت شده در اربیل عراق صادر کرده اند ! رسانه های انگلیسی معتقدند که حکومت ایران مصرانه برای پوشاندن ضعف های خود در برابر مردم ایران به دنبال بحران سازی و حتی جنگ می گردد .

2- ارتش آمریکا اعلام کرد که در حال برپایی بزرگ ترین مانور نظامی در خلیج فارس از زمان اشغال عراق در سال ۲۰۰۳ است.

برپایی این مانور نظامی زمانی صورت می گیرد که آمریکا بر سر برنامه هسته ای ایران با این کشور دچار تنش است. با بازداشت ۱۵ ملوان و تفنگدار بریتانیایی در آب های خلیج فارس، تنش میان ایران و بریتانیا، متحد اصلی آمریکا در جنگ عراق نیز بالا گرفته است.

کوین آندال، یک مقام نیروی دریایی آمریکا گفته است که این مانور نظامی در پاسخ به بازداشت نیروهای بریتانیایی توسط ایران انجام نمی شود و تهدیدی هم علیه جمهوری اسلامی نیست. وی افزود که نیروهای آمریکایی وارد محدوده آب های ایران نخواهند شد.

در مانور نظامی آمریکا در خلیج فارس، دو ناو هواپیمابر دوایت آیزنهاور و جان استنیس و ۱۵ ناو جنگی و بیش از یکصد جنگنده شرکت دارند.

ناوگان پنجم دریایی آمریکا در بیانیه ای اعلام کرد که دو اسکادران از این ناوهای هواپیمابر به تمرین های نظامی خواهند پرداخت و سایر نیروها به تمرین های ضد زیر دریایی، ضد زمینی و میدان مین خواهند پرداخت.

آمریکایی ها گفته اند که هدف از این مانور، نشان دادن اهمیت گروه های ضربت این دو ناو هواپیمابر و برنامه ریزی و انجام عملیات مشترک در راستای تعهدات دراز مدت آمریکا در برقراری امنیت دریایی و ثبات در منطقه است.

ناوگان پنجم دریایی آمریکا در بحرین، در نزدیکی ایران مستقر است.

آمریکا در ماه ژانویه امسال اعلام کرد که برای حفظ حضور نظامی در منطقه، دو ناو هواپیمابر خود را برای مدت طولانی تری در خلیج فارس نگه می دارد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم فروردین 1386ساعت 0:52  توسط ساناز  | 

خورداد و فروردین ماه ( تعطیل زرتشتیان ) ۶ فروردین خورشیدی
در چنین روزی در زمان فرمانروایی لهراسب اشوزرتشت در خانه پدرش در کنار رود درجی که به دریای چی چست ( ارومیه ) می ریخت با چهره نورانی و خندان از مادرش دغدو زاده شد و چون نام خاندان پدرش اسپنتمان بود اورا زرتشت اسپنتمان نام نهادند .

اشوزرتشت اسپنتمان ( طراحی از کیوان افشین جو )

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم فروردین 1386ساعت 18:18  توسط ساناز  | 

پژوهش و نگارش: دکتر شاهين سپنتا  

 

درودي چو بوي خوش نوبهار /  ياران آزاده در هر ديار

درودي به سبزه، درودي به خاک / درودي به ميخانه انگور و تاک

درودي به آتش، به نوروز و نور / درودي به ماهي و تنگ بلور

درودي به آيينه و روشني / به جان هاي پاک و پرستيدني

به آزادگان فارق از هست و بود / درود و درود و درود و درود

 

نوروز يکي از زيباترين و ماندگارترين آيين هاي ايرانيان و ايراني تباران است که در گستره جهاني برگزار مي شود و مجموعه آيين هاي نوروزي از حاجي فيروز و چهارشنبه سوري و خانه تکاني تا سفره هفت سين و ديد و بازديد و سيزده به در ، در هر گوشه از سرزمين هاي ايراني ، با تفاوت هايي پاس داشته مي شود . برپايي سفره هفت سين يکي از اين آيين هاي زيباست و مردمان هرگوشه از اين سرزمين پهناور با ذوق و سليقه خود آن را مي چينند و در هنگام لحظه تحويل سال بر پايش مي نشينند. امروزه سبزه و سماق و سمنو و سيب و سرکه و سير و سنجد که همگي خوراکي و با منشاء گياهي هستند از اجزاي ثابت و نمادين « هفت سين » در آمده اند اما افزون بر « هفت سين » نامبرده ، « سفره نوروزي » يا « سفره هفت سين » اجزاي ديگري نيز دارد . برخي ديگر از پيوست هاي سفره هفت سين همچون آيينه و آب و سرکه و شمع و سکه و ماهي قرمز و نان ، سبزي ، شيريني ، تخم مرغ رنگ کرده  و گل سنبل ( يا شب بو ) و شيريني و کتاب و ... هريک به نوبه خود بر زيبايي اين خوان نوروزي مي افزايند و مردم آن ها را به عنوان نماد بر سر سفره مي گذارند. اما ماهي قرمز کوچک اين ميهمان همه ساله سفره هفت سين بسياري از خانواده هاي ايراني که کوچک تر ها خيلي به آن علاقه دارند ، چند سالي است که مورد غضب قرار گرفته و در هنگام نوروز از سوي برخي افراد هشدار هايي بي پايه در مورد خطرات ناشي از نگهداري « ماهي قرمز » سفره هفت سين براي خانواده ها در نشريات منتشر مي شود و براي بيشتر موجه نشان دادن اين هشدارهاي غير علمي از توجيهات و توضيحات به ظاهر فرهنگي نيز استفاده مي شود.

اين هشدار ها براي نخستين بار در سال 1381 خورشيدي از سوي دبير سازمان غيردولتي « مهر ايران » مطرح شد.  پس از آن با پيگيري اين گروه ، هرسال مطالبي درباره خطرات ناشي از ماهي قرمز در روزنامه هاي پرشمارگان منتشر شد و برخي از ادارات دولتي نيز شتاب زده به تائيد اين ديدگاه ها پرداختند. براي نمونه در يکي از اين مطالب از قول دبير انجمن « مهر ايران » آمده بود : « ويروس سالمونلا با ۲۵ هزار زيرگونه از طريق كوچک ترين خراش بر انگشتان و تماس با آب تنگ ماهى آلوده به اين ويروس ، قابل انتقال است. عفونت هاى حاد دستگاه گوارش با علايم اسهال خونى، استفراغ، تب شديد، درد بدن، اختلال دستگاه تنفسى و تضعيف سيستم دفاعى بدن از عوارض اين ويروس است... » وي همچنين با اشاره به ساير بيماري‌هاي قابل انتقال از ماهي به انسان ( البته از ديدگاه خودش ) تصريح کرد : « پيستوريازيس بيماري پوستي خطرناکي است که از ديرباز به وفور در ايران ديده شده و به طور جدي در حال افزايش است. اين بيماري درماني نداشته و به مرگ بيمار منجر مي‌شود. » پس از انتشار اين مطالب در بسياري از روزنامه‌ها و خبرگزاري‌ها موجي از نگراني و ابهام در اذهان مردم شکل گرفت . در پي آن ، مديرکل دامپزشکي استان تهران با تجديد نظر در مواضع شتاب زده قبلي اعلام کرد : « در ماهي‌هاي قرمز هيچ‌گونه ابتلا به بيماري يا ويروس مشاهده نشده است و مردم از اين بابت هيچ  نگراني نداشته باشند و مردم مي‌توانند به راحتي براي تزيين سفره هفت‌سين سال نو ماهي قرمز خريداري کنند. »  اما دبير انجمن « مهر ايران » دوباره با ارائه آماري شگفت آور نوشت : « سالمونلوز و سل پوستي که به وسيله اين آبزيان منتقل مي‌شوند، هر ساله موجب مرگ چهار تا شش ميليون آمريکايي مي‌شوند. » البته او از منابع سخن خود نام نبرد و توضيح نداد که چگونه مرگ سالانه شش ميليون نفر بر اثر اين بيماري هاي مورد ادعا ، در يک کشور که از بالاترين سطح استاندارد بهداشت برخوردار است تاکنون مورد برخورد جدي سازمان هاي متولي بهداشت در جهان قرار نگرفته است؟

 

در ادامه به نمونه اي ديگر از نوشتارهاي شبه ژورناليستي غضب آلود درباره ماهي قرمز اشاره مي کنم و سپس نکاتي را در پاسخ به نويسندگان محترم آن يادآور مي شوم . در يکي از اين مطالب با عنوان « سه دليل مهم براي اين که ديگر ماهي قرمز نخريم  » چنين آمده است:

«1- به خاطر سلامتي خودتان و خردسالان : ماهى قرمز به دليل نوع نگهدارى و شرايط ويژه توزيع و خريد و فروش، منبعى براى انتقال ويروس سالمونلا و بيماري پوستي خطرناک پيستوريازيس مي‌باشد. ويروس سالمونلا با ۲۵ هزار زيرگونه از طريق كوچكترين خراش بر انگشتان و تماس با آب تنگ ماهى آلوده به اين ويروس، قابل انتقال است.عفونت هاى حاد دستگاه گوارش با علايم اسهال خونى، استفراغ، تب شديد، درد بدن، اختلال دستگاه تنفسى و تضعيف سيستم دفاعى بدن از عوارض اين ويروس است. پيستوريازيس بيمارى پوستى خطرناكى است كه از ديرباز به وفور در ايران ديده شده و به طور جدى در حال افزايش است. اين بيمارى در گذشته به مرض پولک ماهى معروف بوده كه پس از گسترش بيمارى و نمايش علائم هم به سختى تشخيص داده مى شده است.در موارد گسترش متوسط و پيشرفته كه زخم هاى پوستى به صورت پولک ماهى با خونريزى هاى عفونى، سراسر بدن بيمار را فرا مى‌گيرد، ديگر راهى براى درمان نيست و به مرگ بيمار منجر مى‌شود. اين ويروس از طريق كوچك ترين خراش بر انگشتان و تماس با آب تنگ ماهى آلوده به اين ويروس، قابل انتقال است.

2. به خاطر نجات جان ميليون‌ها ماهي : سالانه بين ۳ تا ۵ ميليون قطعه ماهى قرمز بين ۱۵ اسفند تا ۱۵ فروردين كشته مى‌شوند. ماهى‌هايى كه خانواده‌ها براى ايام عيد خريدارى كرده و به منازل خود مى‌برند ماهى‌هاى سكته كرده و بيمار هستند. اين ماهي‌ها در حين انتقال به دليل تكان هاى شديد سكته كرده و درصد قابل توجهى از آن ها مى ميرند. بقيه آن ها نيز در خانه خريداران به دليل بيماري و يا آب کلردار از بين مي روند.

3. به خاطر حفظ فرهنگ باستاني‌مان : ماهي قرمز هيچ جايي در فرهنگ ايراني و باستاني ما ندارد، اين ماهي که يکي از نمادهاي فرهنگ چين مي‌باشد در حدود 100 سال پيش بخاطر اسم عربي آن ( سمک ) به عنوان يک سين وارد سفره ما ايراني ها شد؛ اين ماهي در فرهنگ چين نمادي از مرگ است که چيني‌ها با آزاد ساختن آن در رودخانه‌ها حيات را به خانه خود بازمي‌گردانند. در تابلوي نقاشي "هفت سين" اثر حسين احياء در کاخ گلستان نيز اثري از ماهي قرمز مشاهد نمي‌شود

 

1. بيماري هاي يادشده از راه ماهي قرمز منتقل نمي شوند :  در مورد سالمونلوز ، اين دوستان بهتر است بدانند که سالمونلا ويروس نيست . سالمونلا يک باکتري است که مي تواند به صورت طبيعي به عنوان فلور روي پوست آبزيان پيدا شود. اما تنها در شمار بالا و هنگامي که از راه دهان وارد دستگاه گوارش انسان شود ، مي تواند بيماري زا باشد که البته اين مورد درباره ماهي قرمز بعيد است  و تا کنون هيچ مرجعي در کشور گزارشي علمي از ابتلاء تک گير يا همه گير به سالمونلوز با منشاء ماهي قرمز منتشر نکرده است . عفونت‌ با باكتري‌ سالمونلا مي تواند پس‌ از خوردن‌ غذاهايي‌ مانند گوشت‌ ، مرغ‌ ، شير تازه‌ يا تخم‌ مرغ‌ خام‌ يا آشاميدن‌ آب‌ آلوده‌ به‌ باكتري روي دهد‌ ولي‌ پختن‌ كامل‌ ، آن‌ را از بين‌ مي ‌برد. همه‌گيري‌هاي سالمونلايي معمولاً هنگامي‌ روي مي دهد كه‌ افراد زيادي‌ از يک‌ غذاي‌ آلوده‌ مشترک‌ مثلاً در سفرهاي‌ تفريحي‌، اجتماعات‌ مردمي‌ يا رستوران‌ها استفاده‌ كنند. همچنين بيماري « پسوريازيس » نيز بيماري ويروسي نيست و توسط ماهي به انسان سرايت پيدا نمي کند . پسوريازيس يک بيماري « خود ايمني »  يا « اتو ايميون » مي باشد که به صورت ژنتيکي انتقال مي يابد و از انساني به انسان ديگر نيز به صورت افقي قابل انتقال نيست. اطلاق اصطلاح « پولک ماهي » نيز صرفا به خاطر بروز ضايعات پاپولي و پلاک هاي قرمز رنگ قرينه همراه با پوسته هاي چسبنده و نقره اي رنگ پولک مانند شبه به پولک ماهي در سطح پوست ( در فرم معمولي پسوريازيس است ) و هيچ ارتباط ديگري به ماهي يا پولک آن ندارد. يکي ديگر از بيماري ها که برخي از مخالفان ماهي قرمز به آن اشاره کرده اند « سل پوستي » است. اين بيماري در انسان توسط مايکوباکتريوم هايي به نام M. bovis   و M. tuberculosis   ايجاد مي شود. در حالي که مايکوباکتريوم هاي عامل بيماري « سل ماهي » در ماهي ها  M .marinum aronson و  M. pisscium  و M. platypoecilis   و  M. anabanti  و M. fortuitum مي باشند و تنها دو گونه از مايکوباکتري ها يعني « مايکوباکتريوم مارينوم » و « مايکوباکتريوم فورچوئي توم » عامل بيماري زئونوز هستند که اين دو مايکوباکتري نيز از ماهيان گرمابي و دريايي مانند « ماهي روغن » يا «Cod  » جدا شده اند و تا کنون گزارشي از آلوده شدن به اين مايکوبکتريوم با منشاء ماهي قرمز ثبت نشده است. همچنين در مورد سالمونلوز و پسوريازيس ، جامعه دامپزشکان ايران نيز طي بيانيه‌اي اعلام نمود که با توجه به اظهارنظرهاي غيرکارشناسي اخير در خصوص بيماري‌زا بودن ماهيان قرمز کوچک که اخيرا به وسيله برخي از اشخاص و مجامع مطرح و براي شهروندان نگراني‌هايي ايجاد کرده ، اعلام مي‌شود که بيماري پوستي پسوريازيس هيچ ارتباطي به ماهيان قرمز ندارد. جامعه دامپزشکان ايران در اين بيانيه همچنين تاکيد کرد که ماهيان قرمز ناقل باکتري سالمونلا نيستند. اين متخصصان نوشتند : «  اگر چه انتقال باکتري سالمونلا به عنوان يک بيماري مشترک ميان انسان و حيوان از طريق منابع آبي آلوده تحت شرايط خاصي وجود دارد، اما احتمال انتقال آن از طريق ماهي غير محتمل است.»

 

با اين همه پيشنهاد مي شود که به منظور رعايت بيشتر حقوق ماهي هاي قرمز و رعايت بهداشت عمومي از سوي اداره بهداشت ، اداره دامپزشکي و اداره شيلات با همکاري انجمن حمايت حيوانات  ، نظارت بيشتري بر مراکز پرورش و فروش ماهي هاي قرمز صورت گيرد  و در صورت امکان دستفروش‌ها ، سوپر مارکت‌ها و گل فروشي‌ها از فروش ماهي قرمز منع شوند و تنها آبزي فروشي ها و يا مرکزي که از کميته مشترک نوروزي مراجع ياد شده موفق به اخذ مجوز فروش ماهي قرمز شده اند ، امکان فروش ماهي قرمز را داشته باشند.

2. براي نجات ماهي قرمز به جاي ترساندن مردم بر آگاهي آن ها بيافزاييم :  ماهي قرمز ، ماهي سرخ ، يا گلد فيش ( Gold fish   = زر ماهي ، طلا ماهي ) يا ماهي حوض ، با نام علميCarassius   Auratus از معمول ترين ماهي هايي است که در منزل مي توان از آن ها نگهداري کرد. اين حيوان کوچک خانگي که بسيار جذاب و دوست داشتني است در صورت مراقبت مناسب مي تواند تا چند سال در کنار ما در منزل زندگي کند. اين ماهي قادر به تحمل آب کم اکسيژن و بقاء و توليد مثل در آبگيرهاي کوچک مي باشد و مي تواند تا اندازه 40 سانتيمتر رشد کند. طول عمر 10 تا 20 ساله براي اين ماهي غير معمول نيست. طول عمر بيش از 40 سال نيز براي ماهي قرمز ثبت شده است. نگهداري درست و بدون خطر ماهي قرمز به طوري که به قول برخي مدعيان به « قتل عام گسترده »  آن ها منجر نشود با ترساندن مردم ممکن نمي شود و تنها با آگاهي دادن به مردم در زمينه نگهداري درست از اين ماهي ها امکان پذير است . به عبارت ديگر مهم ترين دليل مرگ و مير بالاي ماهيان قرمز عدم آشنايي مردم با نحوه نگهداري و مراقبت از آن ها است . بر خلاف آنچه که تصور مي شود بسياري از مردم کشورمان اطلاعاتشان در مورد اين جانور بسيار مختصر است .ماهي قرمز نسبت به ديگر ماهيان زينتي مقاومت بالايي دارد و در صورت رعايت نکاتي ساده و آسان مي تواند سال هاي زيادي عمر کند. براي دستيابي به اين هدف ، انجمن حمايت از حيوانات اصفهان به عنوان نمونه يکي از گروه هايي که در اين زمينه احساس مسئوليت مي کند از نوروز 1382 تا کنون تلاش زيادي را براي افزايش اطلاعات مردم در مورد نحوه نگهداري ماهي قرمز و نيز احترام به حقوق اين جاندار داشته است و بر اين اساس تا کنون 3 دوره طرح جمع آوري ماهي قرمز و کلاس هاي فراگير آموزشي را برپا نموده است . امسال نيز تعداد بسيار زيادي از مهدکودک ها ، مدارس ، دانشگاه ها ، سازمان هاي غير دولتي ،  ادارات ، فرهنگ سراها و مساجد زير پوشش طرح آموزشي « نگهداري از ماهي قرمز » قرار گرفت .همچنين چاپ و پخش بروشور ، پوستر و توزيع لوح فشرده ( CD ) « نحوه نگهداري از ماهي قرمز » از ديگر برنامه هاي اجرا شده به منظور حمايت از ماهي هاي قرمز است. اين انجمن همچنين اعلام کرد « ... در هر کجا از شهر اصفهان که حداقل 15 نفر از شهروندان مايل به آموزش در اين زمينه باشند ، مي توانند با ما تماس بگيرند و مدرسان ما در کمتر از 48 ساعت به صورت داوطلبانه به محل آن ها خواهند رفت. ضمن اين که روزانه از طريق ايميل goldfish1385@gmail.com پاسخ گوي سوالات علاقه مندان در مورد ماهي قرمز هستيم ».

انجمن حمايت از حيوانات اصفهان امسال با اجراي طرحي با  شعار « ماهي قرمز من بايد زنده بماند » از مردم خواست که پيش از خريد ماهي قرمز بر اطلاعات خود در مورد نگهداري درست از آن بيافزايند . اين انجمن در بخشي از بيانيه اي که به همين منظور منتشر کرد ، تاکيد نمود که ماهي قرمز حق حيات و زندگي دارد و اگر براي سفره هفت سين ماهي قرمز خريديم بايد کاري کنيم که اين ماهي به حيات خود ادامه بدهد . بايد در مساله حمايت و حفاظت از ماهي قرمز شهروندان و هموطنانمان را نيز سهيم کنيم و از آن ها بخواهيم که در اين مسير به ما کمک کنند . اين گونه هر سال وضع ماهيان قرمز بهتر و بهتر مي شود و آمار تلفات آن ها رو به کاهش خواهد گذاشت و گرنه بيان دلايلي که پايه و اساس درستي ندارد شايد در کوتاه مدت تاثير اندکي بگذارد ولي مي تواند موجب بي اعتمادي مردم را فراهم کتد.

3. نهادن ماهي قرمز بر سر سفره هفت سين بنيان فرهنگي دارد : ماهي قرمز ، تاريخي چند هزارساله را پشت سر نهاد تا به عنوان قديمي ترين ماهي خانگي يا زينتي به حوض خانه هاي مردم و آب نماهاي عمومي راه يافته است  و ميهمان کوچک نوروزي سفره هاي هفت سين ايرانيان شده است. اين ماهي براي نخستين بار در شرق آسيا و در کشور هاي چين و ژاپن پرورش داده شد و به دستور امپراتوران چيني براي پرورش اين ماهي آبگير هاي مخصوص و يا حوضچه هايي از جنس چيني مي ساختند. چيني ها زماني که در جستجوي ماهي هاي پرورشي براي مصرف خوراکي بودند به آن برخوردند. با اصلاح نژاد ، اندازه آن ها افزايش يافت ولي پس از مدتي ، به خاطر زيبايي ظاهري ، آن ها تبديل به جانوراني تزئيني شدند و با توجه به ارزش اقتصادي آن ها ، پرورش دهندگان سعي خود را متمرکز بر اصلاح نژاد و بهتر شدن شکل ظاهري انوع « ماهي قرمز » کردند و رفته رفته پرورش آن ها براي خوراک منسوخ گرديد.هر چند که در چين و بسياري از نقاط دنيا تا مدت ها ، برخي به خوردن آن علاقه نشان مي دادند . براي نمونه در کتاب « مادة  الحيوة » که توسط « نورالله » آشپز شاه عباس صفوي در سال 1003 هجري قمري نگاشته شده و در آن دستور پخت انواع غذا ارائه شده است از  پخت نوعي بريان پلو  شاهانه يا « بريان پلاو » با گوشت « ماهي سرخ » که از « شيروان » مي آوردند ، سخن به ميان مي آيد.  پرورش ماهي قرمز در چين و نيز ژاپن براي مدت 700 سال ادامه يافت در سال هاي نخستين سده 17 ميلادي ، نخستين ماهي قرمز ها را با کشتي به کشور پرتغال بردند و از آن جا به ديگر کشور هاي دنيا راه يافتند . در آن زمان اين ماهي به عنوان هديه اي گران بها و ارزشمند از سوي بزرگان و دارايان به همتايانشان در ديگر کشور ها پيشکش مي شد. در سال 1872 ميلادي نخستين نمونه هاي ماهي قرمز توسط « مارکيز دوپمپارد » به کشور فرانسه رسيدند و فرانسوي ها آن را ماهي طلايي چين يا « Dorades de Chine   » ناميدند . در سال 1883 ميلادي شمار 28 عدد ماهي سرخ زنده از انواع دم چادري و تلسکوپي به همت آقاي «Paul Matte  » که پرورش دهنده ماهي بود به آلمان راه يافت . اطلاع دقيقي از زمان ورود نخستين ماهي هاي قرمز به ايران در دست نيست اما شکي نيست که اجداد ماهي هاي قرمز امروزي از چين به همه جاي دنيا  و از جمله ايران آمدند.

درباره فلسفه نهادن ماهي قرمز برسر سفره هفت سين دلايل گوناگوني را برشمرده اند اما به نظر اين نگارنده ، ماهي قرمز نماد برج « حوت » يا برج ماهي در « گاهشماري هجري شمسي بُرجي » است که از سال 1259 هجري خورشيدي به طور غير رسمي در ايران رواج يافت و در سال 1289 هجري خورشيدي ، طبق ماده 3 محاسبات عمومي ( مطابق دوم حوت 1289 ) دوره دوم مجلس شوراي ملي ، تقويم رسمي ايران شد و تا سال 1304 که گاهشماري هجري خورشيدي فعلي جايگزين آن شد، رسميت داشت و امروز در افغانستان هنوز متداول است . نام ماه هاي « گاهشماري هجري شمسي برجي » برگرفته از نام 12 صورت فلکي منطقة البروج است و از همين روي « برج » ناميده شده اند . نام برج هاي دوازده گانه به ترتيب عبارت بودند از :« حمل ، ثور ، جوزا ، سرطان ، اسد ، سنبله ، ميزان ، عقرب ، قوس ، جدي ، دلو  و حوت » . اگرچه اين نام ها عربي بودند اما ريشه کاملا ايراني داشتند و در برخي ار متون کهن که آگاهي هايي از ايران باستان به ما مي دهند ، مي توان نام هاي ايراني اين برج هاي دوازده گانه و نگاه ايرانيان به آن ها را به خوبي دريافت . براي نمونه در کتاب « بندهش » که متني به زبان پارسي ميانه ( پهلوي ساساني ) است ،  در بخش دوم با عنوان « درباره فراز آفريدن روشنان » درباره برج هاي دوازه گانه مي خوانيم : « اورمزد در ميان آسمان و زمين روشني را آفريد. [ نخست ] ستارگان اختري و نيز نا اختري را ، سپس خورشيد را [ آفريد ] . چنين گويد : نخست سپهر را آفريد و ستارگان اختري را بر آن گماشت . [ ستارگان ] مايه ور اين دوازده اند که نامشان  بره ، گاو ، دوپيکر ، خرچنگ ، ، شير ، خوشه ، ترازو ، کژدم ، نيم اسپ ، بز ، دلو و ماهي است ... ». البته در متون گوناگون به جاي « خوشه » از « دوشيزه » ، به جاي « دلو » از « آبريز » يا « سقا » يا « دول » ،  به جاي « نيم اسب » از « کمان » يا « قوس » و به جاي « ماهي » از « دو ماهي » نيز استفاده مي شود

چنان که گفته شد تقويم هجري شمسي بُرجي تا سال 1304 خورشيدي در ايران رواج داشته است و هنوز نيز در سالنماهاي کشور نماد هاي اين « برج » هاي دوازده گانه را مي توان ديد و يا در گفت و گو هاي روزانه مالي مردم عبارات و اصطلاحاتي همچون « سَر بُرج » و يا « بُرجي فلان تومان » را مي شنويم  و به نظر مي رسد که تحت تاثير اين گاهشماري « ماهي قرمز » به عنوان نمادي از « برج حوت » در هنگام حلول سال نو بر سر سفره هفت سيمن مي نشيند تا سال از برج حوت به برج حمل تحويل شود . در مورد « حوت » در فرهنگ بزرگ سخن مي خوانيم : « حوت ، صورت دوازدهم از صورت هاي فلکي منطقةالبروج ، واقع در نيم کره شمالي آسمان ، که به شکل دو ماهي تجسم شده است و در اصطلاح گاهشماري ، برج دوازدهم از برج هاي دوازده گانه ، پس از دلو و پيش از حمل، برابر با اسفند ماه ».  همچنين دو شاهد مثال براي نشان دادن کاربري اين واژه در ادبيات فارسي به شرح زير ارائه شده است : « تپد حوت گردون ز حسرت چو بيند / که ماهي در آن حوض باشد شناور » ( جامي )  و  « روز شنبه ... خورشيد به نقطه اعتدال رسيده ، از برج حوت به برج حمل تحويل مي شود .» ( افضل الملک).

از ديدگاه نگارنده ، در انتخاب ماهي قرمز ( Gold fish   )  براي نهادن بر سر سفره هفت سين نيز دو علت بيش از همه مهم بوده است : نخست مقاومت بيشتر ماهي قرمز نسبت به عوامل نامساعد محيطي و پرورش آسان تر در مقايسه با انواع ديگر ماهي هاي زينتي و دوم رنگ جذاب قرمز نارنجي ( گاه با خال هاي سفيد يا سياه ) و تنوع شکل ظاهري .

در اين جا به نظر مي رسد که رنگ « سرخ » اين ماهي به عنوان نماد يا نشانه پيروزي ، شادي ، سرزندگي و برکت معنا مي يابد. چنان که اهميت رنگ قرمز در ديگر سنت هاي نوروزي نيز ديده مي شود که از آن ميان مي توان به مواردي همچون « تن پوش سرخ » حاجي فيروز ، نصب « پارچه قرمز » برسردر خانه ها در برخي از نقاط  تاجيکستان ، جشن نوروزي « گل سرخ » در بلخ افغانستان ، به پيشواز نوروز رفتن با آتش جشن چهارشنبه سوري ( / سرخي ) و طلب « سرخي » از آتش پاک و همچنين نهادن « سيب سرخ » بر سر سفره هفت سين ، اشاره نمود. در ضمن برخي ار رفتارهاي مردم در برخي از مناطق ايران نشان مي دهد که فاکتور « رنگ قرمز »  نيز در انتخاب ماهي قرمز براي آيين هاي نوروزي موثر بوده است .براي نمونه طي يکي دو سال گذشته  در يکي از شهرستان هاي اطراف اصفهان ( همايون شهر ) شاهد بودم که به خاطر هم زماني نوروز با مناسبت هاي سوگواري مذهبي مردم که باورهاي عميق مذهبي دارند ،  به دليل رنگ قرمز ماهي از خريد آن خودداري مي کردند و اکثر فروشندگان ماهي براي راضي کردن مردم ، انواع سياه رنگ ( با خال هاي درشت سياه يا تمام سياه ) اين ماهي را به فروش مي رساندند.

اگر ورود ماهي قرمز از چين به ايران ، دليل کافي براي مخالفت گروهي از به اصطلاح دوستداران فرهنگ ايراني با اين جاندار زبان بسته است پس در بسياري ديگر از موارد هم بايد تغييرات اساسي در زندگي خود ايجاد کنيم تا کاملا ايراني شويم . براي نمونه بايد از نوشيدن « چاي » نيز خودداري کنيم و همه « چايخانه هاي سنتي » را هم تعطيل کنيم ؛ چون گياه چاي نيز از کشور چين به ايران وارد شد و تا سال 1275 خورشيدي در ايران کشت نمي شد و حتا واژه « چاي » يا « چا » نيز يک واژه چيني است. همين طور است موارد ديگر مانند « ظروف چيني » و غيره.

اگرچه ماهي قرمز در شمار اجزاي اصلي سفره هفت سين به شمار نمي رود و نهادن آن از سنت هاي باستاني نيست ( شايد به همين خاطر در آثار نقاشان قاجاري ديده نمي شود ) ، اما اکنون سال هاست که خود به بخشي از جذابيت هاي نوروزي تبديل شده و ميهمان هميشگي سفره هفت سين است و امروزه نهادن ماهي قرمز بر سر سفره هفت سين يک رسم کاملا ايراني به شمار مي رود که در بين ديگر ملت ها مانند ندارد و ويژه ايرانيان است و جلوه اين سنت زيبا را در آثار ادبي و هنري هنرمندان معاصر به خوبي مي توان ديد . امروز انواع زيباي ماهي قرمز در کارگاه هاي پرورش ماهي به دست پرورش دهندگان ايراني پرورش داده مي شوند و اين مهمان کوچک اما زيبا ، شادابي و تحرک و زيبايي خاصي به سفره هفت سين مي دهد و بر شور و شوق کودکان مي افزايد و آن ها را به خود جذب مي کند و شايد تنگ بلور اين ماهي هاي کوچک قرمز که مهمان کيهاني سفره هاي هفت سين ايراني ها هستند دريچه اي را براي شناخت بيشتر آيين هاي نوروزي و فرهنگ ايراني به روي آن ها بگشايد.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم فروردین 1386ساعت 16:31  توسط ساناز  |