تبليغاتX
ایران جاودان بمان

ایران جاودان بمان

روزها گر رفت گو رو باک نیست .........تو بمان ای آنکه چون تو پاک نیست

جشن نوروز

 

 امروزه نوروز بزرگترين جشن باستاني ايرانيان است.  گستره ي اين جشن نه تنها در ايران كه در ميان تيره هاي گوناگون آريايی و جدای مانده از میهن است. چه در كردستان و چه در آذرآبادگان و چه بلوچستان و در میان تیره های بختیاری و لر و تالشی و تاجیک و افغان و.... اين جشن با شكوه بزرگ و درخوري برگزار ميشود. و اين همان چيزيست كه ايرانيان و تيره هاي آريايي براي يكپارچگي نيازمندند.

 نوروز، جشن ايرانيان از روزگاران كهن پر شكوه ترين جشن بهاري در جهان بوده است. نوروز بهارانه اي است كه روايت هاي تاريخ درباره پيدايش آن بسيار گوناگون است نوروز جشن شروع فروردين يا « فرودگان » است كه ياد آور اجداد و نياكان ما بود و چنان مي پنداشتند كه در پنج شب ، روان پاك مردگان ، براي ديدار سامان  زندگي و روزگار بازماندگان به زمين فرود مي آيند و در خانه و آشيانه خويش سرگرم تماشا و دیدار  مي شوند . اگرخانه روشن و پاكيزه و باشندگان(ساكنان) آن آسوده و شاد باشند ، روان درگذشتگان مسرور و سر افراز برمي گردند. اما اگر جز این باشد، آنان اندوهگين وناراحت به جايگاه خويش باز مي گردند و تا سال آينده چشم براه مي نشينند.

فردوسي بزرگ درباره ی پيدايش نوروز چنين ميگويد:

چو خورشيد تابان ميان هوا
نشسته برو شاه فرمانروا

بجمشيد بر گوهر افشاندند
مران روز را روز نو خواندند

 درباره ی پيدايش نوروز در روايتي ديگر چنين آمده است كه نيشكر را جمشيد در اين روز يافت و مردم از پیدایش  آن در شگفت شدند . پس جمشيد دستور داد تا از ( شهد آن ) شكر ساختند و به مردم پیشکش کنند. از اين رو ، آن را نوروز ناميدند.

 همچنين گفته شده كه اهريمن ، بلاي خشكسالي و قحطي را بر زمين فرو نشانيد . اما جمشيد به جنگ با اهريمن پرداخت و درپايان  او را شكست داد . آنگاه خشكسالي، قحطي و گجستگی را بر روي زمين از ريشه بخشكانيد و به زمين بازگشت با بازگشت وي درختان و هر نهال و چوب خشكي سبز شدند . پس مردم اين روز را « نوروز » خواندند و هر كس به يمن و خجستگي  در تشتي جو كاشت و اين رسم سبزه نشانيدن در ايام نوروز از آن زمان به امروز بجای مانده است.

سر سال نو هرمز فروردين
بر آسوده از رنج روي زمين

بزرگان به شادي بياراستند
مي و جام و رامشگران خواستند

چنين جشن فرخ از آن روزگار
بما ماند از آن خسروان يادگار

نوروز در تخت جمشيد و استوره ی آن:

همانگونه كه گفته شد‚ افزون بر ریخت دیوانی پارسه، يكي از كاربرد هاي دیگر تخت جمشيد برگزاري جشن نوروز در آنجا بوده.

در اينجا به برخی از  فرنودهای استوره ای جشن نوروز خواهیم پرداخت.يكي از آنها باورمندي به فرود آمدن فروهرها در نوروز است.

 باور ديگر اين است كه در نوروز فروهر انسان از آسمان به زمين آمد و در كالبد انسان جاي گرفت و در اين روز فروهر درگذشتگان به زمين باز ميگردد. (آیین خانه تکانی به گمان بالا انگیزه ی همین استوره بوده تا روانهای فرود آمده از هر گونه پلیدی و ناپاکی دور بمانند)

 در استوره ديگر آمده است نوروز نخستین روز پادشاهي جمشيد پس از ساختن کاخی با شكوه است و استوره ديگر نوروز را روزي ميداند كه جمشيد یگان های اندازه گيري را تايين نمود. یگان اندازه گيري درازا 1 بند انگشت (اينچ) در پارسه به كار ميرفته كه هر یگان آن برابر 2.2 سانتيمتر بوده.

در خيام نامه آمده است :

 چون از اميري جمشيد 421 سال گذشت ، جهان از او يكسره راست همي آمد .ايران و ايرانيان هم مطيع و مريد او شدند تا بفرمود گرمابه هاي بسيار ساختند و سيم و زر از معادن بر آوردند و ديباي ابريشمي بافتند كه آن روز ، روز اول « حمل » بود . پس جشني بر پا ساخته و نوروزش نام نهاد تا هر سال چو فروردين آيد ، آن روز را جشن گيرند.

 

در میان تیره های آریایی که باشنده ی راستین ایران زمین بودند، جشن سال نو در به دو گونه زير بوده است :

 آرياييها در روزگاران باستاني داراي دو فصل گرما و سرما بودند . فصل سرما دارای دو ماه و فصل گرما دارای ده ماه مي شد . ولي پس از مدتي ، تابستان داراي هفت ماه و زمستان داراي پنج ماه شد . در هر يك از اين دو فصل جشني برگزار مي كردند كه هر دو اين جشنها را آغاز سال نو گفته مي شد. در جشن نخست كه به هنگام آغاز فصل گرما يعني به هنگامي كه گله ها را از آغل به چمنهاي سبز و خرم مي كشانيدند و از ديدن چهره ی گرمابخش خورشيد شاد مي شدند. جشن دوم با شروع سرما آغاز مي شد . در اين روزها گله را به آغل باز مي گرداندند و با توشه هاي اندوخته از آنها نگهداري مي كردند . بر پايه گواهی ها و داده ها ، جشن نوروز حتي به هنگام تدوين بخش كهن اوستا نيز در آغاز بهار بر پا مي شده و شايد به ريختی كه اكنون بر ما نمايان نيست آن را در برج مزبور ثابت نگاه مي داشتند .

 جشن نوروز شش روز پشت سر هم دنبال ميشد و در اين روزها ، فرماندهان بار عام مي دادند و مهتران خاندان خود را به ترتيب مي پذيرفتند و به حاضران عيدي مي دادند . در روز نخست سال مردم زود از خواب برمي خواستند ، به كنار نهرها و کاریز ها و خود را مي شستند و به يكديگر آب مي پاشيدند و شيريني تعارف مي كردند . پگاه پیش از آنكه سخنی گويند ، شكر يا عسل مي خورند و براي نگهداری بدن از نا خوشي ها و بدبختي ها روغن به تن مي ماليدند.

                                       ابزارهايي كه در زمان جمشيد پادشاه استوره اي  ايران ساخته شد:

جنگ افزارهاي گوناگون:

بفر كيي نرم كرد آهنا                  ***        چو خود و زره كرد و چون جوشنا

چو خفتان و تيغ و چو بر گستوان   ***        همه كرد پيدا بروشن روان

بافتن پارچه و دوختن و شستن آن:

زكتان ابريشم و موي قز            ***         قصب كرد پرمايه ديبا و خز

بياموختشان رشتن و تافتن          ***         بتار اندرون پود را بافتن

چو شد بافته شستن و دوختن       ***          گرفتند از و يكسر آموختن

خشت و گچ:

بفرمود پس ديو ناپاك را           ***     بآب اندر آميختن خاك را

      هر آنچ از گل آمد چو بشناختند     ***       سبك خشت را كالبد ساختند

         بسنگ و به گچ ديو ديوار كرد            ***           نخست از برش هندسي كار كرد

ساختن گرمابه و كاخ:

 چو گرمابه و كاخهاي بلند         ***     چو ايران كه باشد پناه از گزند

سيم و زر و ياقوت:

   بچنگ آمدش چند گونه گهر          ***       چو ياقوت و بيجاده و سيم زر

پزشكي و درمان:

پزشكي و درمان هر درد مند     ***       در تندرستي و راه گزند

كشتی و دريانوردی:

گذر كرد از آن پس به كشتي بر آب  ***   ز كشور به كشور گرفتي شتاب


 اما نوروز ، پس از مرگ جمشيد(جمشیدیان) نيز زندگی خود را دنبال کرد. نوروز از همه ی تاخت و تازهای مغولها، يونانيان، تازيان، ترکها و... جان سالم بدر برد. چرا که نوروز در خون مردمان آريايی جاريست.

هر روزتان نوروز        ****         نوروزتان پيروز

برگرفته از http://ariapars.persianblog.com/

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 18:16  توسط ساناز  | 

 جشن سوری(چهار شنبه سوری)

کوروش محسنی

 از دسته جشن هاي آريايي ، جشن هاي آتش است . امروزه تنها « جشن سوري » ، معروف به « چهارشنبه سوري » و نيز « جشن سده » برايمان به يادگار مانده است و در باره ی جشن هاي فراموش شده ي آتش ، به « آذرگان » در نهم آذر ماه و « شهريورگان » يا « آذر جشن » مي توان اشاره داشت . آتش نزد ايرانيان نماد روشني ، پاكي ، طراوت ، سازندگي ، زندگي ، تندرستی و در پايان برجسته ترین نماد خداوند در روي زمين است . بدیهی است که زندگانی بر زمین فقط وابسته به وجود کره آتش (خورشید) است که اگر فقط 8 دقیقه خاموش شود همه چیز روی زمین نابود می شود .

 مجموعه ي آيين هاي نوروزي از « جشن سوري » ( چهارشنبه سوري ) آغاز مي شود و با آيين سيزده بدر نوروز به سرانجام خود مي رسد .
( بهرام فره وشي ، ص 43 )

برخي را باور اين است كه با در نظر آوردن واژه ي « چهارشنبه » كه بر آمده از فرهنگ تازي و سامي است ، پس « چهارشنبه سوري » ارمغاني از سوي تازيان است ، چرا كه همانگونه كه مي دانيم ، در ايران باستان هر روزي نامي ويژه داشته است ( هرمزدروز ، وهمن روز ، اردوهشت روز ، شهروَر روز ، خرداد روز ، سروش روز ، مهر روز ، زامياد روز و … ) و نشاني از بخش بندي امروزين چهارهفته ايي و نام هاي آنان به چشم نمي خورد . (هر چند وجود هفت روز و هفته در ایران باستان قابل اثبات است اما کاربرد آن شناخته شده نیست!)

 اما مي بينيم كه در ميانه سده ی چهارم هجري ، از اين جشن و چگونگي بر پايي و هنگام آن و نيز ديرينگي اش سخن به ميان است . برابر اين آگاهي كه در نسک(كتاب) تاريخ بخاراي ابوبكر محمد بن جعفر نرشخي آمده ، در زمان منصور پسر نوح از شاهان ساماني ، در ميانه سده چهارم هجري ، اين جشن با شكوهي بزرگ برپا بوده و به نام « جشن سوري» ناميده مي شده است .

 اما بر پايه ي پژوهش هاي انجام شده ، زمان باستاني « جشن سوري» را مي توان در اين سه گاه باز جست :

۱. شب بيست و ششم از ماه اسفند ، يعني در نخستين شب از پنجه ي كوچك

۲. نخستين شب پنجه ي بزرگ يا پنجه ي وه كه پنج روز كبيسه است و نخستين شب و روز « جشن همسپهمديم» (آخرين گاهنبار سالانه)

۳. ديدگاه سوم ، شب پايانی سال است كه ارجمندترين روز « جشن همسپهمديم» و جشن آفرينش انسان است . ( هاشم رضي ، ص 149 )

۴. هم اکنون ایرانیان شب چهارشنبه(سه شنبه شب) پایانی سال را زمان برگزاری این جشن میدانند.

 افزون بر اين و بنا به سنتي كه براي برخي رويدادهاي بزرگ و جشن هاي باستاني ، برابر نهادي اسلامي نيز بدست داده شده است ، آتش افروزي و شادماني شب چهارشنبه ي آخر سال را برخي به قيام مختار ثقفي كه به خونخواهي حسين و فرزندانش قيام كرده بود ، نسبت مي دهند : « مختار وقتي از زندان خلاصي يافت و به خونخواهي كشتگان كربلا قيام كرد ، براي اين كه موافق و مخالف را از هم تميز دهد و بر كفار بتازد ، دستور داد كه شيعيان بر بام خانه ي خود آتش روشن كنند و اين شب مصادف با چهارشنبه آخر سال بود و از آن به بعد مرسوم شد» ( محمود روح الاميني ، ص 50 ) . هر آینه این موضوع ما را به سوی نامگذاری دروغین ایرانیان پس از چیرگی تازیان، بر روی سازه های مقدس و مهم خود، که به انگیزه ی از بین نرفتن آنها بود می کشاند و آن ترفند را بیاد می آورد.

 واژه «
سوري » پارسي به چم(معني) « سرخ » مي باشد و چنانكه پيداست ، به آتش اشاره دارد . البته « سور » در مفهوم « ميهماني » هم در فارسي به كار رفته است. بر پا داشتن آتش در اين روز نيز گونه ای گرم كردن جهان و زودودن سرما و پژمردگي و بدي از تن بوده است . در گذشته جشن هاي آتش كاملا" حالت جادويي داشته و بسيار بدوي بوده است . چگونگي برگزاری اين جشن ، همساني فراواني به جشن سده دارد .
( مهرداد بهار ، ص 233 )

 استاد پورداود ، پس از بزرگداشت اين جشن باستاني ، به پرسمان ويژه اي اشاره دارد و بر اين باور است كه رسم پريدن از روي آتش و خواندن ترانه هايي همچون « سرخي تو از من ، زردي من از تو و … » از افزونه هاي پسا – اسلامي است و از ديدگاهي ، بي احترامي به جايگاه ارجمند آتش به شمار مي رود .
( ابراهيم پور داود ، ص 75 ) 

اما این فرنود درستی به نظر نمی آید.

نخست ديدگاه مردم ايران نسبت به آتش؛خوب يكي از جنبه هاي تقدس آتش پاك نمودن بيماريها و دور كردن ارواح خبيثه (به تعبير آن دوران) بوده است؛ برای نمونه در صورت سرايت طاعون رخت و ابزار بيمار را در آتش مي ريختند تا از بدي ها پاك شود؛ و ۱۰۰٪ اين بي احترامي به آتش بشمار نمی آيد.
همين امروز هم رسم اسفند دود كردن و گرد خانه تاب دادن رايج است(برای زدودن شر و بيماري و چشم زخم)كه باز مانده از گذشته است؛ هم اكنون پريدن از روي آتش هم مي توانسته با فلسفه پاك كردن نفس صورت گرفته باشد.
دوم گذر سياوش از آتش؛ بايد ببينيم سياوش چگونه از آتش گذشته است!

فردوسي مي گويد:

ســيــاوش ســيــه را بــه تــنــدي بــتـــاخـــت
نــشــد تــنــگ دل جــنــگ آتــش بــســاخـــت
ز هــرســو زبــانــه هــمــي بـــركـــشـــيـــد
كــســي خـــود و اســـپ ســـيـــاوش نـــديـــد


خب آتش انبوهي بوده و سياوش هم تيز از آن گذشته است؛ و مي دانيم كه گامهاي اسب ريخت پرش دارد و اگر از دویدن اسب فیلم بگیریم و آن را آهسته کنیم میبنیم که دویدن اسب ریختی پرش مانند دارد و چهار پای او برای چند لحظه! در هوا است. پس سياوش به آرامي و نرمي از آتش نگذشته است. و این گذر سیاوش از آتش بی گمان میتواند فرنود استوره ای این جشن باشد.

گويند موبد آذرپاد مهر اسپندان، كه اندرزنامه اش
از كم شمار نبشته هاي بجاي مانده از زمانه ئ پيش
از چيرگي تازي است، گويا خودش براي
اثبات حقانيت خود ، از آتش گذشته و يا سينه ئ
خود را سوزانيده بوده است ( مانند داستان سياوش)
و اين چهارشنبه سوري هم به احتمال زياد گونه اي
آزمون آتش، يادگار آزمون آتش در آيين كهن ايران است.

 برخي از آيين های جشن سوري 

بوته افروزي ، آب پاشي و آب بازي ، فالگوش نشيني ، قاشق زني ، كوزه شكني ، فال كوزه ، آش چهارشنبه سوري ، آجيل مشگل گشا ، شال اندازي ، شير سنگی ( توپ مرواريد ) و … (علي بلوك باشي ، صص 63 – 57 ، بهرام فره وشي ، صص 49-44)



همچنين در جاهايی همچون شيراز ، كردستان و آذربايگان ، آداب و آيين ويژه و كهن تري وجود دارد . برای نمونه، سفره حضرت خضر ( ع ) و يا آب پاشي در سعديه كه ويژه ي شيراز است و يا سفره هاي خوراكي رنگيني كه در كردستان و آذربايگان آماده ميشود و نيز آيين آتش افروزي و شادماني همگاني مردم . برخي را عقيده بر اين است كه « جشن سوري » ( چهارشنبه سوري ) با مراسم مربوط به بزرگداشت فروهر درگذشتگان نيز پيوند و بستگي دارد. البته استاد مهرداد بهار با اين ايده ي فرجامين همداستان نيست.
( مهرداد بهار ، ص 234 )

و در پايان اميد است که همه ي هم ميهنان گرامی با برپاداشتن اين جشن و جشنهای ديگر ايران زمين در راه کوشش برای پدافند(دفاع) و نگهداری از اين آيين های کهن گام بردارند. باید گوشزد کرد که در این جشن کهن ایرانی ایجاد سر و سدا جایگاهی نداشته و ندارد! از آیین های برجسته ی این جشن میتوان به برپایی چند آتش کوچک و پریدن از روی آنها و رسم قاشق زنی و جشن و پایکوبی اشاره کرد.

جشن سوری از آنجایی که شب چهارشنبه(سه شنبه شب) برگزار میشود و از ساعت ۱۸ یا ۱۹ آغاز شده و تا حدود ۱۲ دنبال میشود، پس بیگمان امسال در تاریخ ۲۹ اسفند ماه برگزار خواهد شد همانگونه که در سالی که زرتشت بزرگ فرمان به برگزاری این جشن داد این دو جشن با شکوه مثل امسال پشت سر هم برگزار شدند . امسال تقارن این دو مبارک و سرنوشت ساز است .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 14:47  توسط ساناز  | 

خمینی در روزگار حجت الاسلامی خود در قم به شاه با عنوان "حضور مبارک اعلیحضرت همایونی  " تلگراف می زند که " به قراط مسموع دولت در صدد است در انجمن های ایالتی و ولایتی به زنها حق رای بدهد و این بر خلاف شرع مبین و موجب نگرانی علما و عامه مسلمین است " و در نوروز 1342 به نام روحانیت قم اعلامیه داد که " دستگاه حاکمه ایران به احکام مقدسه اسلام و قرآن تجاوز کرده و می خواهد تساوی حقوق زن و مرد را تصویب کند !!!!!!!!!!

با طرح حق راى زنان از سوى شاه، آخوندها در کتابى با عنوان "زن و انتخابات" با مقدمه اى از ناصر مکارم شيرازى به "بررسى علمى" تفاوتهاى زن و مرد پرداختند از قبيل "تفاوت در قامت و قد، وزن، استخوان، ماهيچه ها، حواس پنجگانه (بويايى، شنوايى، بينايى، لامسه، و ذائقه)، دستگاه تنفس، قلب، مغز، جمجمه، شش، پوست و چشم، سر و پيشانى، دستگاه گوارش، نبض، خون و ..." و به اين نتيجه مى رسند که حق انتخاب کردن و انتخاب شدن مخالف اسلام است. همچنين بر عدم حق قضاوت، قانون گذارى و حکومت زنان تاکيد کرده و همنشينى با زنان را که از ملزومات انتخابات و شرکت آنها در فعاليتهاى سياسى است، تحريم کردند. در اين کتاب، شرکت زنان در انتخابات را عامل و مسبب شيوع شديد انحرافات جنسى، بيماريهاى روانى، افزايش اعتياد به مواد مخدر و الکل، خودکشى، محروميت کودکان از محبت و تربيت مادر، بر هم خوردن نظم اجتماعى، فرزندان نامشروع، بيعلاقگى جوانان به ازدواج، افزايش جرائم و جنايات و افزايش طلاق معرفى کردند.٧٥

آخوندها و اسلامى ها تظاهراتى عليه حق راى زنان بر پا کردند. بدنبال آن علم نخست وزير قانون انتخابات را لغو کرد. جمعيت زنان حقوقدان در بيانيه اى بمناسبت روز جهانى حقوق بشر به عقب نشينى دولت اعتراض کرد.٧٦ در ١٧ دى ١٣٤١ اعضاى شورايعالى جمعيت زنان، جشن سالگرد کشف حجاب را تحريم کردند و بعنوان اعتراض به لغو قانون انتخابات در کاخ نخست وزيرى تحصن کرده و بيانيه اى اعتراضى خطاب به نخست وزير نوشتند.٧٧

در ١٩ دى ١٣٤١ شاه برنامه اصلاحات شش ماده اى خود شامل حق راى زنان را آغاز کرد. اين برنامه با نام انقلاب سفيد به رفراندوم گذاشته شد. در ٢ بهمن آخوندها و مرتجعين اسلامى تظاهراتى بر پا کرده و رفراندوم را ضد مشروطيت و شريعت خواندند. در ٣ بهمن اعتصابى يک روزه از جانب معلمان و مديران زن مدارس برگزار شد و در طول روز تراکت و اعلاميه پخش کرده و از زنان خواستند از حق راى براى زنان حمايت کرده و اجازه ندهند آنها را طبق قانون فعلى در حد جنايتکاران و بيگانگان و محجورين محسوب کنند. روز ٤ بهمن روزنامه اطلاعات نوشت: "ديروز منشى ها، پرستاران، مهمانداران هواپيما، ماشين نويسها، معلمين، پزشکان، کارمندان تلگراف و ساير دواير دولتى اقدام به برگزارى اعتصاب کردند تا ارزش زنان در جامعه مدرن را نشان دهند. اعتصاب آنها در اکثر ادارات بجز بيمارستانها و وزارت پست (امورى که منجر به اختلال در خدمات ضرورى مى شد) برگزار گرديد. در مدارس هم معلمين زن سر کلاسهاى درس حاضر شده اما بجاى تدريس، در مورد حقوق زنان صحبت کردند"٧٨

بالاخره رفراندوم در ٦ بهمن ١٣٤١ برگزار شد و به زنان حق راى داده شد. شاه طى يک سخنرانى در جمع اعضاى جمعيتهاى زنان گفت: "انقلاب ما بدون رهايى کامل زنان ممکن نبود و حالا با اين انقلاب، ما از عقب ماندگى وحشتناک جهش بلندى به سوى جوامع متمدن قرن بيستم برداشتيم. با اعطاى حق راى به زنان آخرين لکه ننگ را از جامعه خود زدوديم و آخرين زنجير را پاره کرديم"٧٩

در فروردين ١٣٤٢ جمعيت زنان حقوقدان خواهان اين شد که در اصلاحات ارضى شاه، حقوق يکسان براى زنان در نظر گرفته شود. وزير کشاورزى در ٥ فروردين اعلام کرد که زنان داراى حق مالکيت يکسان با مردان هستند. وزير دادگسترى هم در مصاحبه اى گفت: "از آنجا که زنان به حقوق سياسى دست يافته اند، مى توانم بگويم مانعى براى آنها در پست قضاوت در کشور وجود ندارد"٨٠ اما زنان تا سال ١٣٤٥ به حرفه قضاوت دست نيافتند.

با اعلام برنامه شش ماده اى شاه در ١٥ خرداد ١٣٤٢ دوباره آخوندها و ساير مرتجعين در مخالفت با اصلاحات ارضى و حق راى زنان به خيابانها ريختند. خمينى به شاه بخاطر "تضعيف اسلام، تسليم شدن به اجانب، گسترش فساد و نقض قانون مشروطه" حمله کرد. اين شورش ارتجاعى سه روز به طول انجاميد و سرانجام با سرکوب شديد ارتش، دولت دوباره کنترل امور را در دست گرفت. پس از اين واقعه رهبران جبهه ملى دستگير شدند، خمينى به ترکيه تبعيد شد و از آنجا به عراق رفت. زنان براى اولين بار در سال ١٣٤٢ در مجلس بيست و يکم در انتخابات شرکت کردند، شش زن به نمايندگى مجلس شورا انتخاب شدند و شاه نيز دو زن را به عضويت مجلس سنا منصوب کرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت 20:12  توسط ساناز  | 

 

اين فيلم را حتما ببينيد

http://video.google.com/videoplay?docid=8842589185458786745

هميشه فکر می کردم که چگونه چنين وضعيت اسف بار و حکومت سرکوبگری بر ايران حاکم شد و تمام حقوق زنان و بيشتر حق مردان و جوانانمان از بين رفت و کسی دم برنياورد . اما چنين نبود .........

مردم غيور و به ويژه بانوان آزادی خواه ما از همان ابتدا به مخالفت با برنامه های رژيم و طلب حق خود پرداختند ...اگر حمايت مستقيم و جنگ برنامه ريزی شده و کشتار پشت صحنه جنگ و سرکوب زنان به بهانه اولويت جنگ نبود هرگز اين وضعيت را نداشتيم ........

اين فيلم را که تا کنون هيچ يک از مخالفان و دول غربی حامی رژيم و همدست برای سرکوب ملت سربلند ايران جايي پخش نکرده اند ببينيد تا بدانيد مردم از انقلاب چه می خواستند .

روز 8 مارس روزآزادی زنان را بلند فرياد بزنيد . اينان مادران ما در همين کشور در سال 1358 هستند : نگوييد که نسل پيش از ما جز خيانت هيچ نکرد :

http://video.google.com/videoplay?docid=8842589185458786745

http://www.8mars.com/

http://www.karzar-zanan.com/

http://8march-hejabno.blogspot.com/

در هيچ کشور اسلامی حتی فلسطين – افغانستان – عربستان و پاکستان حجاب اجباری نيست – 8 مارس اعلام آزادی اختيار و نه به حجاب اجباری است

درود بر خواهران جنوبی ام که ستمديده ترين زنان ايران هستند

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم اسفند 1385ساعت 15:1  توسط ساناز  | 

آیا می دانید که بر خلاف بیشتر زبان های زن ستیز دنیا که مفاهیم تحقیر آمیز یا مصیبت زا را به جنسیت ماده نسبت می دهند زبان پارسی بهترین ها را به این جنس تخصیص می دهد ؟

واژه زن به معنای زندگی است چراکه حیات را به وجود او وابسته می دانسته اند و واژه مرد از نیستی و مردن می آید ( مرداد) !!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اسفند 1385ساعت 20:17  توسط ساناز  |