ساقی به نور باده برافروز جام ما مطرب بگو که کار جهان شد به کام ما
ما در پياله عکس رخ يار ديده ايم ای بی خبر ز لذت شرب مدام ما
هرگز نميرد آنکه دلش زنده شد به مهر ثبت است بر جريده عالم دوام ما
چندان بود کرشمه و ناز سهی قدان کاید به جلوه سرو صنوبر خرام ما
ای باد اگر به گلشن احباب بگذری زنهار عرضه ده بر جانان پیام ما
گو نام ما ز یاد به عمد چه می بری خود آید آنکه یاد نیاری ز نام ما
مستی به چشم شاهد دلبند ما خوش است زان رو سپرده اند به مستی زمام ما
ترسم که صرفه نبرد روز بازخواست نان حلال شیخ ز آب حرام ما
حافظ ز دیده دانه اشکی همی فشان باشد که مرغ وصل کند قصد دام ما
دریای اخضر فلک و کشتی هلال هستند غرق نعمت حاجی قوام ما
ای حافظ ! ای دانای راز! شب یلدا را با کتاب تو مفتوح می کنیم که تو نزدیکترین ما به ایزد مهر بودی و روانت به آب حیوان جاویدان شد .
از یاد نبریم مهر را که پر رمز و رازترین آیین جهان را درایران زمین مهد تمدن بنیان نهاد و ما وارث آنیم . این میراث فرهنگی عظیم به تنهایی می تواند نام ایران را باز هم بر بلندای تاریخ کشد .
ما را چه شده درحالیکه مسیحیان به تکاپوی تهیه درخت نماد میترا ( سرو – کاج) و جشن بزرگ تولد مسیح که هرگز وجود نداشته است دنیا را خبردار می کنند در گوشه ای خزیده ایم و یادی از روزهای بزرگیمان نمی کنیم ؟
ای مهر باد آن روزی که باز نشان شیر و خورشید تو را بر پرچم سه رنگمان جاودان بینیم . سربازان تو چون حافظ , سهروردی , شمس تبریزی , مولانا , بهایی , فردوسی و عطار همچنان در خفا بیدارند و برای پیدایش تو از پس این میغ اهریمنی فتنه انگیز می کوشند .








